| ارسال مطلب به اينك فلسفه |
|
»
يونان
»
هرمنوتيك
|
| آخرین اخبار |
| فرصت های شغلی فلسفه |
|
» جهت همکاری در فعالیتی تحقیقاتی در زمینهی بررسي وضعيت فلسفه در ايران از دانشجویان و دانشآموختگان فلسفه در تهران و سایر شهرها دعوت به همکاری میشود. متقاضیان میتوانند مشخصات خود را همراه با خلاصهای از سوابق، تجربیات و مهارتها و نیز ایمیل و تلفن تماس به آدرس philosophyresearch@gmail.com ارسال نمایند. پس از بررسی، نتیجه به متقاضیان اعلام خواهد شد.
»
تمامی دانشجویان و دانشآموختگان فلسفه که آماده به کارند و در پی کار، میتوانند خلاصهای از مشخصات خود را شامل مهارتها، سوابق و تجربیاتشان و نیز ایمیل و شماره تماس به ایمیل isphilosophyir@gmail.com ارسال نمایند تا در سایت اینک فلسفه قرار گیرد.
لازم به ذکر است این اطلاعات از طریق متقاضیان اعلام شده است و این سایت هیچگونه مسئولیتی در قبال صحت و سقم اطلاعات داده شده یا سوءاستفادههای احتمالی ندارد.
براي مشاهدهي ليست
اينجا
را ببينيد.
|
| از سايتهاي ديگر |
| صفحه نخست l درباره ما l تماس با ما l آرشیو l پیوندها l گروه اینترنتی l لینک به ما l تالار گفتوگو l آر اس اس |
![]() |
| خبر l مقاله l گزارش l یادداشت l ترجمه l گفت و گو l کتاب و نشریات l پرونده l تجربههاي ديگر |
|
موضوع: گفتوگو
l
چهارشنبه بیست و سوم فروردین 1385
l
|
|
در ابتدا لطفا بفرماييد كه تعريف شما از فلسفه چيست؟
فلسفه به نظر من كشف حقايق و رسيدن به حقيقت به وسيله استدلالها و براهين فلسفي نيست. بلكه طرح پرسش درباره هستي است. درفلسفه پرسش بيش از پاسخ اهميت دارد و به همين جهت است كه براي من در تاريخ فلسفه شكاكان جذابتر از فيلسوفان هستند. شكاكها نقاط ضعف دستگاهها و سيستمهاي فلسفي را برملا ميكنند و عجز و ناتواني عقل را از بنا كردن يك نظام فلسفي براي تبيين عالم نشان ميدهند. انسان با اعدام پرسشهايش در يك نظام فلسفي به پايان ميرسد و با پرسش است كه دوباره متولد ميشود...
|
|
موضوع: گفتوگو
l
چهارشنبه بیست و سوم فروردین 1385
l
عابد کانور |
|
محمدرضابهشتي متولد ۱۳۳۶ بعد از دوره دبيرستان به تحصيل پزشكي مي پردازد. پس از سه سال و نيم تحصيل پزشكي و گذراندن دوره علوم پايه آن رشته را رها مي كند. به علت علاقه اش به علوم اسلامي از دوره دبيرستان با مقدمات ادبيات و منطق آشنا مي شود. بعد از پيروزي انقلاب به انجام فعاليت هاي اجتماعي مي پردازد. مطالعات خود را بر علوم اسلامي متمركز مي كند، با فقه و اصول آشنا مي شود و مدتي در اين رشته ها تحصيل مي كند. با بازگشايي دانشگاه ها تغيير رشته مي دهد و به سراغ رشته فلسفه غرب مي رود. در دانشكده ادبيات و علوم انساني دانشگاه تهران دوره ليسانس و فوق ليسانس را مي گذراند. پايان نامه فوق ليسانسش را در مورد مونادولوژي لايب نيتس مي نويسد. براي دوره دكتري به آلمان مي رود و ... |
|
موضوع: گفتوگو
l
سه شنبه بیست و دوم فروردین 1385
l
|
|
درگذشت «سيد خليل زرآبادي» از چهره هاي نام آشناي «مكتب تفكيك» و فرزند بزرگ «سيد موسي زرآبادي» از بنيانگذاران اين مكتب، زمينه تأمل و بازانديشي پيرامون اين جريان را دامن زده است. «آفتاب» به همين مناسبت ديدگاه هاي «مصطفي ملكيان» را در نقد مكتب تفكيك كه در مصاحبه اي با سيد ياسر ميردامادي مطرح شده است را بازتاب داده است که ما آنرا در اینجا می آوریم. |
|
موضوع: گفتوگو
l
چهارشنبه بیست و یکم دی 1384
l
|
|
اسکار برینیفیر در گفتوگو با خبرگزاری مهر، در رابطه با مهارتهایی که یک آموزگار فلسفه برای کودکان باید از آن برخوردار باشد اظهار اشت: نمی توان کودکان را وارد یک بحث فلسفی کرد، مگر اینکه خود نیز به عنوان یک آموزگان وارد فرآیند تفکر شویم...
|
|
رسالههاي افلاطون-1، قوانين-2. الف قبل از آن که بحث از کتاب دوم، بتا، را شروع کنم لازم است تا به چند موضوع اشاره کنم که هر چند به کتاب آلفا مربوط می شود اما به این کتاب نیز ربط دارد. الف- مسئله سن و طریقت، با رجوع به نظام تربیتی در جمهور (vii.537-41) دیدگاه افلاطون در مورد رابطه سن و کشف حقیقت روشن می شود که همین امر در قوانین نیز مبنای عدم جواز بررسی قوانین برای جوانان شده است. در اینجا لازم است تا به دیالکتیک توجه شود که نسبت مستقیمی بین پیمودن طریق و کشفت حقیقت در آن وجود دارد و یادآوری پیش درآمد شعر پارمنیدس نیز ضروری است که در آن، با تکرار عمدی واژه راه (οδός)، پیمودن طریق از سوی خود شاعر برای کشف راه حقیقت و خطا نمونه ای از آن نسبت مستقیم است... |
رسالههاي افلاطون-1، قوانين-2. ب همانطور که در بحثهای مستقیم قبلیمان تجربه کرده بودیم، نوعی تفاوت دیدگاه در تفسیر هر کدام از ما نسبت به متن افلاطون وجود دارد که باید قابلیت و قدر آن دانسته شود. چراکه با خودآگاهی به آن می توانیم این دو نگاه متفاوت را به نوعی دونوازی فکری تبدیل کنیم که هر یک می کوشد به دیگری لحن و بعدی متفاوت بدهد. می توانم این تفاوت را به این شکل خلاصه کنم که تفسیر تو ماهیت عملی بیشتری دارد، به این معنا که کاملا ناظر به جامعه یونانی و بستر اسطوره ای و تاریخی آن است. در حالیکه نگاهی که من به افلاطون دارم می کوشد بیشتر جریانی کلی را به عنوان بستر اصلی محاوره دنبال کند. این تفاوت دید در بحث قوانین منجر به تفسیری متفاوت از مراسم همنوشی میشود... |
|
ايدهآليسم آلماني: نوشته حاضر در ادامه بحثمان است اما به دلیل تأخیری که در مباحثهمان داشتیم، مجبورم تا کمی به عقب برگشته و از بحث قبلی شروع کنم. با این کار هم یادآوری جزیی از مطالب قبلی به وجود میآید و هم مباحثه ما با انسجام بهتری پیگیری میشود. این نوشته از B556 شروع و تا پایان پاراگراف B576 ادامه دارد. من سعی میکنم تا در این سلسله نوشتهها، تنظیم بحث را بنابر عناوین هر مبحث از کریتیک در نظر بگیرم و...
|
ايدهآليسم آلماني: تعارضی که کانت در این بخش شرح میدهد به این صورت میتواند خلاصه شود: 1. از یک سو نظم پدیداری که در ادارک ما خود را نشان میدهد، سلسله بیانتهایی از علتها و معلولها را لازم میآورد، که حضور هر یکی مستلزم دیگری است و حلقهای از این زنجیره را نمیتوان به صورت جدای از آن در نظر گرفت؛ یعنی هر یک از حلقهها امری مشروط به قبل و بعد از خود است. این ایده را ما به عنوان ضرورت طبیعی میشناسیم. |
|
فلسفه تحليلي: رابرت استکر (Robert Stecker) در رشتههای فلسفهی ادبیات، فلسفهی اخلاق و تاریخ فسفهی مدرن صاحب نظر است و آثار متعددی در زمینهی فلسفهی ادبیات به رشتهی تحریر درآورده است. مقالهای که برگردان آن در پی میآید در آنتولوژی مقالات فلسفهی ادبیات (انتشارات Blackwell) در کنار آثاری از مهمترین فلاسفهی تحلیلی و قارهای همچون پیتر لامارک، دونالد دیویدسون، دیوید لوییس، مارتا نوسبام، و... آمده است که نشانهی اهمیت و جایگاهِ نظری این فیلسوف در حوزهی فلسفهی ادبیات است.
|
مقاله: سنجشگرانه اندیشی (یا "تفکر نقدی" یا "تفکر نقادانه" یا "تفکر انتقادی") ترکیبی از دانش و مهارت است که به فرد اندیشنده امکان می دهد که، به طور خلاصه، از خطاهای گوناگون در روند اندیشیدن مصون بماند و از کوتاه ترین مسیر به سمت هدفی که از اندیشیدنش دارد حرکت کند. همان گونه که از همین تعریف ناقص و ابتدایی بر می آید، پیش فرض سنجشگرانه اندیشی این است که اندیشیدن یک فعالیت است، فعالیتی که معطوف به هدفی است و همانند هر فعالیت دیگری آفاتی دارد. |
|
فلسفه، تاریخ و هرمنوتیک در اندیشهي دیلتای هرمنوتيك: حوزه مطالعاتی ویلهلم دیلتای، فیلسوف نامدار حوزه معرفتشناسی و هرمنوتیک، گسترهای وسیع و نه چندان یکدست دارد. از اینرو میکوشیم تا در این مجال اندک، تنها به خوانش گوشههایی از این گستره بپردازیم که در تعریف و تعین مباحث آمده در عنوان نوشتار، نقش صریحتری داشتهاند. در تعیین مسیر بحث خویش تابع اصل معروف "دور هرمنوتیک" خواهیم بود که بنا بر آن، هر پدیدار خاص زمانی را نه به نحو انفرادی و در استقلال از سایر پدیدارها، که تنها در زمینه و بستر زمانی و فرهنگی جامعی باید فهمید، که با مؤلفههای گوناگون خویش، عامل اصلی و گاه پنهان تعین آن پدیدار بوده است. نيز میکوشیم تا نخست، به ارائهي تبیینی کوتاه از شرایط فکری حاکم بر زمانه دیلتای بپردازیم؛ چیزی که به تبعیت از خود او، بخشی از "روح زمانه" آن عصر خواهیم نامید. |
ترجمه: پوچی وجود در هیئت تامّی که وجود به خود میگیرد آشکار میشود: در لایتناهی زمان و مکان که با تناهی آدمی در این هر دو امر مقابل مینشیند؛ در هماکنون گذرنده، چنانچون یگانه هیئتی که در آن فعلیت وجود دارد؛ در علیتناپذیری و نسبیتِ چیزها؛ در شدنی پیدرپی بیآنکه بودنی؛ در میل پیدرپی بیارضاء؛ در استیصال و تکاپوی پیدرپیای که زندگی بدان بسته است؛ زمان و رو در زوال داشتن تمامی چیزهایی که در زمان وجود دارند و زمان خودْ پدیدشان میآورد راستْ همان هیئتیست که ارادهی معطوف به زیستن، که در مقام شیئی فینفسه بیزوال است، تحتِ آن پوچی تکاپوی خویش را بر خود آشکاره میسازد. زمان آن چیزیست که از رهگذرش هر آن چه هست در دستان ما به نیستی آمده همهْ ارزشهای راستیناش را از کف مینهد. ]آرتور شوپنهاور، ترجمه علي ثباتي[ |
|
تكنگاري دربارهي فرانتسكافكا يادداشت: گوستاو يانوش پير، زماني كه ديگر اميدهايش نوميد شده بود و گل جوانياش در زندان و آتش يهودستيزي شاخهاي خشك شده بود، تنها آن هنگام توانست پژواك صداي آقاي ك را دريابد. كافكا درآن روزهاي دور دست، در پراگ به او گفته بود كه زندگي جان كندن است و هستي در جدل نافرجامش با نيستي، نه پيروز كه تداوم ستيزهي اميد و نوميدي است. جواني عين اميد است و آرزو، اما لاجرم سالخوردهگي به او ميآموزد كه اميد ناب خيالي ناياب است. |
يادداشت: از روز نخستي كه ارسطو آغاز فلسفه را حيرت ناميد همواره ميشد دريافت كه اين گزاره، پيشفرضهاي فراواني را ناگفته، بيان كرده است. هدف من از نگارش اين كوتاه نيز پرسش از همين ناگفتههايي است كه با صداي بلند در ژرفاي پنهانمان بازگو ميشوند و به كردار ما شكل مي دهند بدون آنكه از خود جدايشان بدانيم. گويي اين خود ِما هستيم كه چنين مي بينيم نه اينكه ما تنها آني هستيم كه چنين به ما نموده ميشود. |
| پرونده |
|
شماره سوم، آذر 1387 فلسفه از نگاه فيلسوفان ![]() پروندههاي قبلي »
چهارمین پروندهي سايت اينك فلسفه با موضوع «شهر» منتشر خواهد شد. علاقهمندان ميتوانند مطالب خود را تا آخر دی 1387 به ایمیل isphilosophyir@gmail.com ارسال نمایند. لازم به ذكر است كه «اينك فلسفه» در پذيرش مطالب و نيز ويرايش آنها آزاد است.
|
| تبليغات |
![]() ![]() ![]() |
| عضویت در خبرنامه |
| دعوت از دوستان |
![]() ![]() ![]() ![]() |
|
all rights reserved © 2008 Isphilosophy استفاده و بازنشر مطالب اینک فلسفه با ذكر منبع بلامانع است نظر نویسندگان لزوماً موضع اینک فلسفه نیست |