| ارسال مطلب به اینک فلسفه |
| آخرين اخبار |
| صفحه نخست l درباره ما l تماس با ما l آرشیو l پیوندها l گروه اینترنتی l لینک به ما l شهر فلسفه l آر اس اس |
![]() |
| خبر l مقاله l گزارش l یادداشت l ترجمه l گفت و گو l کتاب و نشریات l پرونده l تجربههاي ديگر |
| موضوع: گزارش | |
در ميان مترجمين بسيارى كه به ترجمه آثار فلسفى غرب روى آورده اند، نام عبدالكريم رشيديان سالهاست كه جلوه ديگرى براى جويندگان اينگونه آثار دارد. روانى و سليس بودن قلم او و وفادارى اش به متن و ارائه دقيق مفاهيم متناسب با محتواى كتاب از ويژگى هاى اصلى آثارى است كه توسط او ترجمه شده است. از اين گذشته تلاش رشيديان براى ارائه آثار فيلسوفانى كه نامشان كمتر به گوش مخاطبان مشتاق ايرانى رسيده است - مثل ادموند هوسرل - نيز در خور ستايش است. او با پرداختن به اينگونه آثار تلاش پنهان و البته بسزايى براى گسترده شدن دامنه معلومات و دانش مخاطبان ايرانى و فارسى زبان در خصوص فيلسوفان مدرن و شناخت ديدگاه هاى آنها داشته است.
رشيديان درباره اهميت پرداختن به هوسرل و اهميتى كه او در فلسفه دوران معاصر دارد، مى گويد: يكى از فلاسفه تأثيرگذار معاصر چه در قرن گذشته و چه در قرن حاضر، هوسرل است. اما متأسفانه تا چند سال قبل هيچ يك از آثار او به فارسى ترجمه و منتشر نشده بود و اين مسأله يك خلأ بزرگى براى افرادى كه مى خواستند در فلسفه معاصر تحقيق كنند، به وجود مى آورد. اگر بخواهيم از چند فيلسوف تأثيرگذار قرن بيستم نام ببريم، بى ترديد يكى از آنها هوسرل است، چه از جهت اهميت آراى خود او و چه از حيث تأثيرى كه در فلاسفه بعد از خود داشت. براى مثال شناخت فيلسوفى چون هايدگر بدون شناخت آثار هوسرل امكانپذير نيست. در فلسفه هوسرل ايده آليسم فلسفى به يكى از مرزهاى نهايى خود مى رسد. يعنى آثار او حداكثر امكاناتى را كه اين مكتب مى تواند داشته باشد، تحقق مى بخشد و به همان معنا حداكثر مشكلاتى را كه اين مكتب دارد، مى توانيم در آثار هوسرل جست وجو كنيم.»
رشيديان درباره جايگاه پديده شناسى در غرب نيز اظهار مى دارد كه: «آثار اصلى اين مكتب از اوايل قرن بيستم تا حدود نيمه قرن بيستم - هنگامى كه هوسرل زنده بود - نوشته شد و بعدها پيروان، مفسران يا كسانى كه تحت تأثير هوسرل بودند، اين مسير را ادامه دادند. اين دوره، دوره خاصى محسوب مى شد، دوره تدارك براى جنگ جهانى اول و با پايان آن، آماده شدن براى جنگ دوم جهانى كه البته هوسرل جنگ جهانى دوم را نديد.»
او مى گويد: «اگرچه قصد ندارم خاستگاه مكاتب را با شرايط اجتماعى تطبيق دهم، اما ترديدى وجود ندارد كه براى درك يك فلسفه نمى توان به شرايط اجتماعى آن بى توجه بود. به همين جهت هوسرل نيز در اين دوره در برابر مكاتب فلسفى معاصر خود قد علم مى كند و به تعبيرى آن را «دوره خردستيزى اروپا» مى داند. هوسرل در اين دوره با تضعيف جايگاه عقل روبرو مى شود كه صراحتاً به اين مسأله مى پردازد.
البته بايد در نظر داشته باشيم كه از جمله مواضع تضعيف عقل از ديد هوسرل فلسفه هاى نسبى گراى رايج در دوره اى است كه مى زيسته است. يكى از اين مكاتب فلسفى، مكتب پراگماتيسم است. مكتبى كه حقيقت را تابع عمل، منفعت و كاركرد مى داند. در اين باره رشيديان مى گويد: در پراگماتيسم، حقيقت مصلحت است و اين به نظر هوسرل نوعى تقليل عقل به شمار مى آيد كه نسبيت حقيقت را مطرح مى كند.»
از ديگر مكاتب رايج در آن دوران، مكاتب تاريخ گرا مثل ماركسيسم است كه چه حقيقت و چه تحولات اجتماعى را تابعى از شرايط تاريخى مى داند كه اين مسأله، از ديد هوسرل نوعى نسبى گرايى به شمار مى آيد.همچنین مكتب بسيار مؤثر در علوم انسانى آن دوران، مكتب اصالت روانشناسى است كه در آن كوشش مى شود فلسفه را بر بنيان روانشناسى استوار كنند. به عبارتى، جايگاه حقيقت را در كاركردهاى ذهنى ما جست وجو مى كنند. بنابراين در اينجا با تقليل منطق به اصول ذهنى يا كاركردهاى ذهنى، با فرود آمدن منطق از جايگاه رفيع خود مواجه هستيم، در حالى كه به گفته عبدالكريم رشيديان، از نظر هوسرل، حقيقت هاى منطقى، حقايقى هستند كه تابع شرايط و كاركردهاى ذهنى ما نبوده و خود جنبه مطلق و مثالى دارند. نقد هوسرل از مكتب اصالت روانشناسى در فلسفه به يك نقد كاملاً كلاسيك تبديل شده و مفسران او معتقدند كه شكل گيرى پديده شناسى، ثمره فردى نقد هوسرل بر مكتب اصالت روانشناسى است.»
در كتاب" هوسرل در متن آثارش" انديشه هاى هوسرل با تكيه مستقيم بر آثار او بازگويى و تحليل مى شود به گونه اى كه خواننده هر چه بيشتر در فضاى فكرى اين فيلسوف قرار مى گيرد. فصلهاى گوناگون اين كتاب تقريبا كليه مضامين اصلى پديده شناسى هوسرل را به تفصيل به خواننده عرضه مى كند. رشيديان بهانه تأليف كتاب را دانشجويانش مى داند و معتقد است براى آنكه جاذبه فلسفه را به نزد دانشجويان بكشاند بايد آنها را مستقيما به سراغ كتابهاى اصلى فيلسوف برد و همراه با آنها البته در چارچوب هاى سنجيده و با اهدافى مشخص، به شرح و بسط مضامين فلسفى مورد نظر پرداخت. چرا كه هوسرل سلوك فلسفى خويش را به راه پيمايى در راهى پر سنگلاخ تشبيه مى كند و خواننده نيز به هنگام خواندن اين كتاب بايد اين نكته را پيش چشم داشته باشد. همچنين رشيديان بر اين باور است كه هوسرل فيلسوفى است ناديده گرفتنى. تأثير او بر فلسفه معاصر فقط با دو فيلسوف ديگر، ماركس و ويتگنشتاين قابل مقايسه است. اما با گذشت بيش از صد سال از شكوفايى فلسفى اين فيلسوف و تا شصت سال پس از درگذشت او هنوز هيچ كتابى از او به فارسى ترجمه نشده بود و اين شاخصى گويا است از دورى ما از انديشه هاى بنيادى فلسفه معاصر غرب. اگر چه فيلسوفان ديگر نيز، جز اندك شمارى از آنها وضعيتى بهتر از اين نزد ما ندارند.
هوسرل را مى توان جزو آن دسته فيلسوفانى دانست كه در طول حيات فلسفى خود تحولات بسيارى را از سر گذرانده است. سير تحول انديشه هاى هوسرل خود پرسشى است جذاب كه واكنشهاى متفاوتى را برانگيخته است. اغلب مفسران او سه دوره را در تحول فكرى هوسرل متمايز مى كنند كه با دوره هاى اقامت او در شهر هاله، گوتينگن و فرايبورگ مشخص مى شود. بعضى مفسران يكى از اين دوره ها را محور كل انديشه هوسرل و راهنماى درك دوره هاى ديگر مى دانند اما اين رويكرد اولا به پويش تاريخى انديشه هوسرل چندان بها نمى دهد ضمن آنكه اين امر با تأكيد هاى مكرر خود هوسرل كه خويشتن را آغازگرى دائمى مى داند ناسازگار است و ثانياً ناپيوستگى هاى واقعى انديشه هوسرل را نيز تا حدودى ناديده مى گيرد
"متن هاى برگزيده از مدرنيسم تا پست مدرنيسم" مجموعه اى جامع و كامل از متون كلاسيك و معاصر است كه به مدرنيسم و پست مدرنيسم مى پردازد و هر بخش آن توسط مترجمى ورزيده به فارسى برگردانده شده است كه بخش عمده اى از آن را عبدالكريم رشيديان ترجمه و ويراستارى كرده است.
او درباره اين كتاب مى گويد: اين كتاب از معدود منابعى است كه خيلى خوب و به شكل تاريخى از دكارت شروع مى كند تا مى رسد به فيلسوفان جديد مثل دريدا، فوكو، ليوتار و... و تمام اين مباحثى كه در عرصه پست مدرن داريم، من فكر مى كنم در اين ۸۰۰ صفحه با همه بيوگرافى هاى غنى كه از انديشمندان پست مدرن مى خوانيم، مطالعه اين كتاب را براى كسانى كه دنبال اين مباحث هستند، اجتناب ناپذير كرده است. حتى كسانى كه مى خواهند رساله بنويسند، مى توانند كاملاً به اطلاعات عمومى و بنيادى اين مباحث دست پيدا كنند. مباحثى مثل حوزه هاى سياست، فلسفه، معمارى، تاريخ، جامعه شناسى و...»
يكى ديگر از كتاب هايى كه توسط عبدالكريم رشيديان ترجمه شده است، كتاب "اخلاق پروتستانى و روح سرمايه دارى" است. اين كتاب يكى از مشهورترين و مناقشه برانگيزترين آثار علوم جديد اجتماعى است. ماكس وبر، نويسنده اين كتاب، آن را در مرحله اى تعيين كننده از فعاليت هاى فكرى خود، اندكى پس از بهبودى از يك افسردگى روحى كه او را براى چهار سال از فعاليت جدى آكادميك بازداشته بود، به رشته تحرير درآورد. وبر در اين كتاب در تلاش براى تعيين ويژگى هاى مميز سرمايه دارى جديد، قبل از هر چيز ميان نهاد سرمايه دارى و جست وجوى فى نفسه منفعت، تمايز قائل مى شود.
گرچه قريب صد سال از چاپ اين كتاب مى گذرد، اما هنوز اين نوشته وبر منطبق با شرايط فعلى دنياى پيرامون است. چرا كه بعد از شكست سيستم هاى ماركسيستى عقيده وبر (تأكيد بيشتر بر امور فرهنگى و مذهبى و كمتر بر مسائل اقتصادى) براى بررسى توسعه يك جامعه بيشتر باب روز شده است. ماركس حركت تاريخ را (گذر از سيستم فئودالى به سيستم سرمايه دارى) در جنگ طبقاتى كه ريشه آن اقتصادى است (سلب مالكيت از دهقانان و به كار گرفتن آنها در كارخانه ها) توجيه مى كرد و عوامل مذهبى، فرهنگى را در اين گذار تاريخى بااهميت نمى دانست. وبر در كتاب «اخلاق پروتستانى» اشاره مى كند كه طرز فكر و عملكرد يك فرقه مذهبى (فرقه كالوين) از دين پروتستان باعث به وجود آمدن سيستم سرمايه دارى و مدرنيته در اروپا گرديد. كالوين ها وظايف مذهبى را به يك امر خصوصى تبديل نمودند و بدين ترتيب سنت و تبعيت از كليسا را رد كردند. وبر متوجه مى شود كه اكثر اين سرمايه داران به مذهب پروتستان تعلق دارند و برابرى توضيح اين پديده به تحقيق درباره روش زندگى پروتستانى (اخلاق، نظر پروتستان ها در مورد ثروت، كار، خرج و مهمتر از همه عقيده اين مذهبيان در مورد رستگارى و پاكدامنى در برابر خدا) مى پردازد. در واقع وبر سند جمع آورى مى كند. اين كتاب را عبدالكريم رشيديان به عالى ترين وجه ترجمه كرده است و نثر شيواى خود را در اين كتاب به رخ خواننده مى كشد.
يكى ديگر از كتاب هاى اثرگذارى كه رشيديان ترجمه كرده است، كتاب "تأملات دكارتى" است. در واقع «تأملات دكارتى» جزو آخرين آثار هوسرل است. بنابراين مى توان آن را محصول دوران پختگى انديشه هاى هوسرل به شمار آورد. اين كتاب شامل يك مقدمه مفصل درباره پديده شناسى و پنج فصل تحت عنوان پنج تأمل است. اين كتاب حاصل سخنرانى هايى است كه هوسرل در روزهاى ۲۳ و ۲۵ فوريه به دعوت انجمن مطالعات ژرمنى و جامعه فرانسوى فلسفه در دانشگاه سوربن ايراد كرده است. اين سخنرانى ها «درآمدى بر پديده شناسى استعلايى» نام گرفته بودند و بعدها وقتى به صورت كتاب منتشر شدند، نامى ديگر يافتند. هوسرل با الهام از راديكاليسم فلسفى دكارت، كسى را فيلسوف مى داند كه دست كم يكبار در زندگى اش، بناى تمام دانسته ها، پيشداورى ها و مكاتباتش را ويران كند و با نفى هرگونه مرجعيت فكرى، تنها با تكيه بر شهودها و بصيرت هاى محض و بى ترديد خويش، «مسؤوليت» تمام انديشه اش را به عهده گيرد.
هوسرل در ديباچه اين كتاب به بحران فلسفه اروپايى و گرفتار شدن آن در دام نسبى گرايى و دنباله روى اش از موضوع و روش هاى علوم طبيعى و رياضى اشاره مى كند و بر ضرورت «انقلاب دكارتى» ديگرى براى استوار ساختن حوزه ويژه فلسفه و روش مخصوص آن و دستيابى به يقين مطلق، كه از نظر هوسرل رسالت ذاتى فلسفه است، تأكيد مى كند.
در اين كتاب تقريباً كليه مضامين و مفاهيم پديده شناسى نظير رسالت دكارتى فلسفه، اگوى استعلايى، پديده شناسى به مثابه علمى اكولوژيك، ساختار قصدى آگاهى، اگوى ديگر و اشتراك بين الاذهانى، تقويم انواع عينيت ها از ماده و طبيعت تا نفس روح و جهان فرهنگى به نحوى فشرده و در صورتبندى هاى تقريباً نهايى شان بررسى مى شوند.
تدريس پديده شناسى در محافل آكادميك، با مشكلات فراوانى مواجه است. مهمترين مشكل اين است كه تعداد مدرسانى كه بتوانند به تدريس مباحث اين حوزه در سطوح عاليه بپردازند از شمار انگشتان يك دست هم كمتر است. عبدالكريم رشيديان در اين ميانه، برجسته ترين صاحب كرسى پديده شناسى در دانشگاه هاى ايران است. آنچه در كلاس هاى درس او در دانشگاه شهيد بهشتى مى گذرد، شاهدى بر اين مدعاست. شايد هيچ دانشجويى را نيابيد كه از درس هاى او ناراضى باشد و برخى حتى كلاس هاى او را بسيار فراتر از آن چيزى مى دانند كه در ساير دانشكده هاى فلسفه كشور، حتى در حوزه هايى غير از پديده شناسى، مطرح مى شود.
عبدالكريم رشيديان از جمله مترجمان موفقى است كه اغلب آثارشان به مراجع قابل استناد دانشجويان فلسفه تبديل مى شوند. اين اقدام وقتى بيشتر قابل تقدير است كه بدانيم بسيارى از اساتيد، دانشجويان خود را محدود به جزوات خويش مى كنند و به همين جزوات بسنده مى كنند.
|
لینک مستقیم به مطلب
|
| سایتهای مرتبط |
![]() |
| جستوجو در اينك فلسفه |
|
|
| از سایتهای دیگر |
|
:: گفتوگو با حمید طالبزاده رئیس انتشارات دانشگاه تهران :: انتقاد رئیس فرهنگستان علوم از وزارت علوم :: در ستایش زبالهگردی :: غبارزدایی از چهره سعدی؛ گزارشی از نشست «تصویری جامع از سعدی» در شهر کتاب :: چرا تلاشهای روشنفکری در ایران به ثمر نمی رسد؟ :: ما روشنفکر بومی نیستیم :: اهمیت رواج فلسفه در مدرسههای ایران :: مشکل دانشجویان فلسفه، نداشتن قدرت تحلیل است در گفتگو با دکتر حسین شیخ رضایی :: مشکلات تدریس فلسفه در ایران در یادداشتی از دکتر عبدالکریم رشیدیان :: مشکلات تدریس فلسفه در ایران؛ یادداشتی از دکتر منوچهر صانعی دره بیدی :: گفت وگو با دكتر «رضا داورى اردكانى» درباره فوتبال :: همنشینی با افلاطون و دریدا :: آسیب شناسی آموزش فلسفه در ایران در گفتگو با دکتر سروش دباغ :: گزارش لحظه به لحظه از مناظره الوین پلانتینگا و دنیل دنت درباره نسبت میان خداباوری و تکاملگرایی :: خردنامه صدرا در فهرست نشریات تخصصی فلسفی جهان |
| عضویت در خبرنامه |
| دعوت از دوستان |
![]() ![]() ![]() ![]() ![]()
|
|
all rights reserved © 2008 Isphilosophy استفاده و بازنشر مطالب اینک فلسفه با ذكر منبع بلامانع است نظر نویسندگان لزوماً موضع اینک فلسفه نیست |