تبليغاتX
اینک فلسفه
صفحه نخست l درباره ما l تماس با ما l آرشیو l پیوندها l گروه اینترنتی l لینک به ما l شهر فلسفه l آر اس اس

خبر l مقاله l گزارش l یادداشت l ترجمه l گفت و گو l کتاب و نشریات l پرونده l تجربه‌هاي ديگر



موضوع: پرونده‌ی خودکشی |  

مصطفی سیرم

 

1.  در نگاه اول خودکشی انتخاب و امکانی دور از نظر و غریب است و صرفاً گاهی برای ما مطرح مي‌شود. زمانی‌که امکان‌های اساسی زندگی به کلی از دست رفته باشند و در محاسبه‌ای روشن دریابیم که نبودن – دست‌کم در محدوده بدن مادی و طبیعی - احتمالاً قابل تحمل‌تر از بودن است. اما اغلب اوقات ما در چنین شرایطی قرار نداریم. اصالت با ادامه دادن و زندگی است، پس به مرگ نمی‌اندیشیم تا زمانی‌که ما را مجبور به اندیشیدن درباره‌ی خود کند. در چنین زمانی نیز به مرگ می‌اندیشیم نه به خودکشی. بسیاری از انسان‌ها حتی با پذیرش این‌که فرصت‌های اساسی زندگی‌شان پایان یافته است،باز هم هیچ‌گاه به خودکشی فکر نمی‌کنند.

2.  آن‌ها که به طور جدی و نظری به خودکشی فکر می‌کنند، لزوماً آن‌را به یکی از امکان‌های زندگی خویش بدل نکرده‌اند. در مقابل بسیاری آدم‌ها که اندیشه‌ای در این خصوص ندارند ممکن است یکباره حتی اقدام به خودکشی کنند. زیرا خودکشی امکانی است که ظاهراً غریب و دور از نظر است اما ناگهان و به ضرورت می‌تواند خود را به ما عرضه کند و ما آن را جزو انتخاب‌های خود لحاظ می‌کنیم. این مسأله بستگی زیادی به فرهنگ و پیشینه شخصیتی، مذهبی و تربیتی افراد نیز دارد. مثلاً آن‌هایی که دنیاهای کوچکی دارند- یعنی راه‌های مختلف کمتری برای زندگی دارند- گاه به راحتی خودکشی می‌کنند مثل دختران هندی که به دلیل نداشتن جهیزیه و در نتیجه عدم امکان ازدواج، به راحتی خود را می‌سوزانند و یا برخی تاجران و سیاستمداران مشهور که پس از ورشکستگی مالی یا سیاسی اقدام می‌کنند برای خودکشی. ظاهراً مذهبی‌ها کمتر و بی‌مذهب‌ها راحت‌تر به خودکشی فکر می‌کنند. گاهی نیز روشنفکران و فیلسوفان به دلیل بی‌معنایی و پوچی زندگی  بحث خودکشی را مطرح می‌کنند اما خودشان کمتر به نتایج مباحث‌شان عمل می‌کنند زیرا اقدام به خودکشی معلول از دست رفتن فرصت‌ها و امکانات اساسی زندگی است و نه زاییده‌ی تفکر راجع به بی‌معنا بودن و پوچی زندگی. به همین سبب یک نیهیلیست تمام عیار ممکن است تا 90 سالگی هم به زندگی پوچش ادامه دهد و ککش هم نگزد اما یک جوان عاشق که فکر می‌کند با از دست رفتن عشقش دیگر کاری در این دنیا ندارد به راحتی زندگی را کنار می‌گذارد. بنا بر این خودکشی بیشتر مسأله‌ی عمل است نه نظر و صرفاً زمانی به طور جدی مطرح می‌شود که انسان در عمل زندگی به بن بست خورده باشد.

3.  در نگاهی عمیق‌تر خودکشی معنایی گسترده و به قول فیلسوفان مشکک می‌یابد و بسیاری از آن‌ها که به ظاهر عمل‌شان خودکشی تلقی نمی‌شود در واقع این کار را انجام داده‌اند و هر روز دارند به نوعی خودکشی می‌کنند. نمونه‌های شایع: مادری که از سوگ فرزند دق می‌کند. سربازی که با آگاهی از خطر مرگ به میدان جنگ می‌رود. معتادی که اوردوز می‌کند. حتی ورزشکاری که ریسک بالای حرکت نمایشی خود را می‌داند و آن‌را انجام می‌دهد. کسی که برای سفر هواپیما را انتخاب می‌کند- مخصوصاً اگر سوار یکی از هواپیماهای شرکت‌های ایرانی شود که احتمال سقوط خیلی بیشتر می‌شود- و نمونه آشکارتر آن همه ما ایرانی‌ها که با آگاهی از تلفات 28000 نفری جاده‌هامان در سال، باز هم به راحتی وارد جاده‌های غیر استاندارد با راننده‌های غیر استاندارد‌تر می‌شویم و سرعت و سبقت غیر مجاز را هم امری عادی و بلکه لازم می‌شماریم. خود کشی راه‌ها و بیان‌های متنوعی دارد و تنها در یک شکل حاد مثل خودسوزی یا پریدن از ارتفاع نمود نمی‌یابد.

4.  ما نمی‌دانیم چرا زندگی را ادامه می‌دهیم لااقل به نحو کافی توجیه نشده‌ایم که چرا باید زندگی این‌قدر سخت و ملال‌آور باشد. البته در شرایط قابل تحمل آن را ادامه می‌دهیم. ادامه‌اش می‌دهیم اما می‌دانیم که چندان هم بدون سختی نخواهد بود. لذا اغلب ما خطوط مشخص عقلانیت و احتیاط ورزی را در تمام تاریخ زندگی‌مان رعایت  نمی‌کنیم و بالاخره بعضی مراحل را با خطر عبور می‌کنیم و هر چه بادا باد. این‌جاست که مرگ را بخشی از زندگی تلقی می‌کنیم. هرچند از رویارویی نهایی با مرگ هراسانیم اما پذیرش معنای زندگی ما را به تسلیم و نوعی تقدیرگرایی در زندگی می‌کشاند. نمی‌شود همه عمر از ترس این‌که مرگ نهایتاً کی می‌آید زندگی را در احتیاط کامل به سر برد. مرگ هر وقت رسید، خوب رسیده است.

5.  تلفات در زندگی جنبندگان زیاد است. این را واقعیت نامطمئن، بی‌رحم و نامعقول زندگی اثبات می‌کند. ما هم می‌پذیریم و لذا خود را به مرگ تدریجی یعنی زندگی می‌سپاریم. مرگ از درون زندگی سر بر می‌آورد. ما همچون یک خود کشنده می‌میریم. همه به نحوی دارند خودکشی می‌کنند و این امری پذیرفته و عمومی و اقدامی مشترک میان همه انسان‌ها می‌تواند تلقی شود. تنها شکل فجیع آن‌که در قالب اقدام ناگهانی در قطع رگ حیات از سوی شخص است  مذموم شمرده شده است. در حالی‌که زندگی مخصوصاً در شرایط جدید، طی کردن فرآیندی نه چندان آرام به سوی مرگ است.

لینک مستقیم به مطلب

Share/Save/Bookmark



آخرین مطالب
:: سايت اطلاع‌رساني شهر كتاب فعاليت خود را آغاز كرده است
:: انتشار شماره 28 فصلنامه‌ي «نقد و بررسی کتاب تهران» ویژه‌ي سیدحسین نصر
:: نشست «ابزارآلات نجومی در دوره اسلامی» برگزار می‌شود
:: کنگره بین‌المللی روز جهانی فلسفه در ایران برگزار می‌شود
:: توجیه عملی شناخت و کفایت گرایی فردیناند گونست*
:: برنامه دوره‌های آزاد مؤسسه پژوهشی حکمت و فلسفه ایران اعلام شد
:: پايگاه «واژنامه‌ي تخصصي فلسفه» راه‌اندازي شد
:: راهی به جهان هایدگر؛ درباره كتاب «چگونه هایدگر بخوانیم؟»
:: درباره ترجمه «چگونه هایدگر بخوانیم؟»؛ يادداشت مترجم
:: گزارشي از نشست نقد و بررسي كتاب «جهان مسطح است» در شهر كتاب
:: آیا می‌توان قضاوت‌های اخلاقی موجهی داشت؟
:: گزارشي از نشست نقد و بررسی کتاب «بوطیقای ساختگرا»
:: هرمنوتیک کمیک - 3
:: هرمنوتیک کمیک - 2
:: هرمنوتیک کمیک - 1
:: «کندوکاو فلسفی برای کودکان و نوجوانان» بررسی شد
:: آيينه‌هاي كيهاني بررسي شد
:: نوامیس کتاب چهارم
:: هدايت و سويه‌هاي تاريك ما؛ درباره‌ي كتاب «خواننده‌ي كور»
:: جمهوري سكوت
:: درس‌گفتارهايي در فلسفه دين
:: برونو بائر
:: آرنولد روگه
:: پوليس
:: نقد و نگاهي به «درخشش ابن رشد در حكمت مشاء»، برنده جايزه كتاب سال
:: آزادي آكادميك
:: پسوند
:: فلسفه در ایران به بن‌بست رسیده است
:: دانلود خلاصه مقالات فارسي همايش بين‌المللي فلسفه اسلامي و چالش‌هاي جهان امروز
:: پوسترهاي همايش بين‌المللي فلسفه اسلامي و چالش‌هاي جهان امروز


 


 


سایت‌های مرتبط



جست‌وجو در اينك فلسفه


از سایت‌های دیگر

:: گفت‌و‌گو با حمید طالب‌زاده رئیس انتشارات دانشگاه تهران

:: انتقاد رئیس فرهنگستان علوم از وزارت علوم

:: در ستایش زباله‌گردی

:: غبارزدایی از چهره‌ سعدی؛ گزارشی از نشست «تصویری جامع از سعدی» در شهر کتاب

:: چرا تلاشهای روشنفکری در ایران به ثمر نمی رسد؟

:: ما روشنفکر بومی نیستیم

:: اهمیت رواج فلسفه در مدرسه‌های ایران

:: مشکل دانشجویان فلسفه، نداشتن قدرت تحلیل است در گفتگو با دکتر حسین شیخ رضایی

:: مشکلات تدریس فلسفه در ایران در یادداشتی از دکتر عبدالکریم رشیدیان

:: مشکلات تدریس فلسفه در ایران؛ یادداشتی از دکتر منوچهر صانعی دره بیدی

:: گفت وگو با دكتر «رضا داورى اردكانى» درباره فوتبال

:: همنشینی با افلاطون و دریدا

:: آسیب شناسی آموزش فلسفه در ایران در گفتگو با دکتر سروش دباغ

:: گزارش لحظه به لحظه از مناظره الوین پلانتینگا و دنیل دنت درباره نسبت میان خداباوری و تکامل‌گرایی

:: خردنامه صدرا در فهرست نشریات تخصصی فلسفی جهان

عضویت در خبرنامه





دعوت از دوستان












نگاه نو




all rights reserved © 2008 Isphilosophy
استفاده و بازنشر مطالب اینک فلسفه با ذكر منبع بلامانع است
نظر نویسندگان لزوماً موضع اینک فلسفه نیست