| ارسال مطلب به اینک فلسفه |
| آخرين اخبار |
| صفحه نخست l درباره ما l تماس با ما l آرشیو l پیوندها l گروه اینترنتی l لینک به ما l شهر فلسفه l آر اس اس |
![]() |
| خبر l مقاله l گزارش l یادداشت l ترجمه l گفت و گو l کتاب و نشریات l پرونده l تجربههاي ديگر |
| موضوع: پروندهی خودکشی | |
عابد کانور
1.
گذشتهی سیالِ سوژه
ما
به عنوان سوژههای زمانمند و مکانمند، از
خود درکی سیال و شناور داریم؛ چراکه حتی اگر تصوری جوهری از سوژه به دست توان داد،
این تصور برای خود سوژه همیشه امری پسینی است و فقط هنگامی بر او روشن میشود که
از نقطهی زمانی خاصی به سلسلهی خاطرات و ادراکات درونی و بیرونی خود متمرکز شود
و بکوشد در پرتو ثباتِ نسبی که این مبداءِ موقتی بر او حاکم
کرده، تصویری تام با عناصری ثابت به عنوان "منِ شخصی" خود فراهم آورد.
اما این تصور موقتی که به مدد ثباتی آنی
به دست آمده را تنها به تسامح میتوان "منِ شخصی" یک سوژه خاص
دانست، چون ثبات موقتی که اکنون بر سوژه نمودار شده خود فرایندی زمانی است که در
طی آن ممکن است نسبتهای سوژه با امکاناتی که او را فراگرفتهاند( و از آن جمله
امکان بازیابی زمان از دست رفته و تفسیر کل گرایانه آن)، دچار تغییراتی چشمگیر
شوند، لذا هر
نوع تصلب و ایستایی در تفسیر تاریخِ شخصی که بر سوژه گذشته، امکان فهم همه جانبه
این تاریخ و کشف جهتمندیهای خاص آن را محدود کرده و به عبارتی دقیقتر ماهیت
واقعی آن – که همان ویژگی سیالیت و گشودگی به امکانهای نامتناهی است- را پوشیده
نگاه میدارد.
2. سوژه به مثابه مبداء نسبتهای
زمانی و مکانی
نوع
ارتباطی که سوژه به شکل عام با پیرامون مکانی و زمانی خود برقرار میکند و تفسیر
منحصر به فردی که از آن در غالبهای مفهومی به دست میدهد، تابعی است از نوع نگاه
شناختی و زیستی سوژه که اطراف خود را بر اساس محور مرکز به پیرامون درمییابد؛ این
محور آشکارا در کاربرد متغیرِ واژههای "اینجا" و "اکنون"- و
نقشی که سوژه به عنوان مرکز و مبداء در کاربرد آنها بازی میکند- نمود یافته است.
بدین نحو میتوان مبداء نهفته در پشت عبارتهایی چون "زمانه ما" یا
"سیاره ما" را در نهایت، بسطِ "منی" فردی دانست که با
بدل شدن به یک x جمعی قابلیت
بازنمایی "من"های فردی بیشتری را مییابد.تلقی که سوژه از خود به عنوان
مبداء نسبتهای زمانی و مکانی دارد، علاوه بر طرحریزی سلسله مراتبی از ارزشها و
اولویتهای غایتشناختی، تنها نقطهی ارتباطی شهودی او با جهانی است که از او
استعلا میجوید و در عین حال تنها دریچه دریافت ناب جهانی است که به نحو درونماندگار
در شبکه عواطف و احساسات درونی خود مییابد. بدین معنا حالِ زمانی و مکانی سوژه، دایره
نوری متحرک است که پرتو و وضوح خود را تنها به نحو شهودی به ابژههایی میبخشد که
در مکان و زمان حال، در نسبتی بیواسطه با سوژه قرار گرفتهاند. براین اساس معنای
رویدادهای گذشته نیز دستخوش تغییری میشوند که برآمده از همین ویژگی محوریت مکانی
و زمانی سوژه است.
3.
"آیندهی از پیش مفروض" در پیشروی سوژه
حرکت
سیال سوژه به سمتی در پیشروست که گرچه هنوز واقع نشده، اما هر رویدادِ در حال
وقوعی به آن اشاره میکند. نسبت سوژه به امر واقع نشده، نوعی حالت آمادهباش است
که تنها صورت این امر را- که نشان از حتمیت آن دارد- از قبل مفروض میداند و تصور
روشنی از محتوا و چگونگی وقوع آن ندارد. ارتباط سوژه با گذشته خود بر مبنایی شهودی
شکل گرفته و هر چه معنای محتوای رویدادهای گذشته دچار تغییر شود و وضوح یقینآور
محتوای شهود شده با فاصلهگیری از حالِ زمانی - مکانیِ سوژهی مبداء دچار ابهام
شود، بازهم مبنای شهودی این ارتباط پابرجاست و دستمایهای تجربی را در اختیار کنشهای
بازسازنده سوژه قرار میدهد. کنشهای روانی ناظر به گذشته (افسوس، نوستالژی،
پشیمانی و ...) نیز به سبب همین دستمایهی تجربی، محتوایی متعین را قصد کرده یا
نفی میکنند. اما نگاه معطوف به پیشروی سوژه، به سبب فقدان تکیهگاهِ تجربی، در
وهله اول با اموری نامتعین روبروست که تلاش همه جانبهاش برای تعین بخشیدن به این
امور قبل از وقوع آنها، هرچقدر هم که در پیشبینی خود موفق باشد، در نهایت تلاشی
نظری و فرضی است و به سبب ویژگی صوری خود، از پرشدگی شهودی و بیواسطگی تجربی، حتی
در اولین مبانی خود عاری است؛ بنابراین، برقراری این نسبت با آینده برای سوژه اصولا امری اضطرابآور است و نوعی ترس و هراس
را بهطور بالقوه به همراه دارد.
4.
پارادوکسِ خودکشی
خودکشی
به معنای واقعی آن، باید به عنوان" امری که هنوز واقع نشده" در نظر
گرفته شود. از این نظر، خودکشی به سبب عدم برخورداری از تکیهگاه و محتوای شهودی،
خود را همواره به عنوان امری صوری و نامتعین مطرح میکند و در دسته کنشهایی قرار
میگیرد که بر مبنای نگاه معطوف به پیشِ روی سوژه تحقق مییابند. اما مجموع این
کنشها چارچوبی (هرچند صوری) را به عنوان آیندهی محتمل، از پیش مفروض میگیرند که
در بردارنده تحقق خود این کنشها به عنوان یکی از رویدادهایی است که در آینده وقوع
مییابد؛ و فرض بقای سوژه محوری ترین شرط امکان چنین تحققی است. در حالیکه خودکشی،
علیرغم تبعیت از دیگر کنشهای معطوف به پیشِرو در پیشفرض گرفتن چارچوبِ آیندهی
محتمل، محوریترین شرط تحقق خود را نفی میکند. سوژه در خودکشی بقای خود را زایل و
حذف میکند، اما تحققِ حقیقی این ازاله و حذف به عنوان یک کنش مختارانه، به شکلی
پارادوکسیکال در گرو بقای سوژه است. بی سبب نیست که فردی که میخواهد خود را بکشد،
معمولا مرتکب اقداماتی پارادوکسیکال میشود که حکایت از دوراندیشی او نسبت به
آیندهی پس از مرگش دارند. فرد آیندهای را فرض میکند که نه تصوری شهودی از آن
دارد و نه امکان به دستآوردن چنین تصوری برای او مهیاست. روی دیگر کنش
پارادوکسیکال خودکشی، معطوف به حذف خود به مثابه مبداء نسبتهای زمانی- مکانی است.
در خودکشی محور مرکز به پیرامون دچار بحران میشود و به تبع این بحران نظمی که مقدمهسازتعریف سوژه از خودش و مبنای
کنشهای مختارانهاش (و از آن جمله کنش خودکشی) بوده متلاشی میشود؛ به این معنا دیگر حتی نمیتوان گفت کنش خودکشی موفقیتآموز
بوده و واقعا متحقق شده است. علاوه براین، خودکشی با ایجاد تصلب در فرایند فهم و
تفسیر گذشتهی سوژه، امکان تحقق" من شخصی" سوژه در تمامیت خود را سلب میکند،
و به این معنا در خودکشی، خود کشته نمیشود بلکه تنها زمینه تحقق آن انکار میشود.
|
لینک مستقیم به مطلب
|
| سایتهای مرتبط |
![]() |
| جستوجو در اينك فلسفه |
|
|
| از سایتهای دیگر |
|
:: گفتوگو با حمید طالبزاده رئیس انتشارات دانشگاه تهران :: انتقاد رئیس فرهنگستان علوم از وزارت علوم :: در ستایش زبالهگردی :: غبارزدایی از چهره سعدی؛ گزارشی از نشست «تصویری جامع از سعدی» در شهر کتاب :: چرا تلاشهای روشنفکری در ایران به ثمر نمی رسد؟ :: ما روشنفکر بومی نیستیم :: اهمیت رواج فلسفه در مدرسههای ایران :: مشکل دانشجویان فلسفه، نداشتن قدرت تحلیل است در گفتگو با دکتر حسین شیخ رضایی :: مشکلات تدریس فلسفه در ایران در یادداشتی از دکتر عبدالکریم رشیدیان :: مشکلات تدریس فلسفه در ایران؛ یادداشتی از دکتر منوچهر صانعی دره بیدی :: گفت وگو با دكتر «رضا داورى اردكانى» درباره فوتبال :: همنشینی با افلاطون و دریدا :: آسیب شناسی آموزش فلسفه در ایران در گفتگو با دکتر سروش دباغ :: گزارش لحظه به لحظه از مناظره الوین پلانتینگا و دنیل دنت درباره نسبت میان خداباوری و تکاملگرایی :: خردنامه صدرا در فهرست نشریات تخصصی فلسفی جهان |
| عضویت در خبرنامه |
| دعوت از دوستان |
![]() ![]() ![]() ![]() ![]()
|
|
all rights reserved © 2008 Isphilosophy استفاده و بازنشر مطالب اینک فلسفه با ذكر منبع بلامانع است نظر نویسندگان لزوماً موضع اینک فلسفه نیست |