| ارسال مطلب به اینک فلسفه |
| صفحه نخست l درباره ما l تماس با ما l آرشیو l پیوندها l لینک به ما l آر اس اس |
![]() |
| خبر l مقاله l گزارش l یادداشت l ترجمه l گفت و گو l کتاب و نشریات l پرونده l تجربههاي ديگر |
| موضوع: پروندهی خودکشی | |
سمیرا الیاسی
تأمل فلسفي در باب هر مسأله، پرسشي
مقدم را ميطلبد و آن اينکه "اساساً آيا اين مسأله را ميتوان انديشيد يا
خير". پاسخ به عقيدهی من، در مورد مسائل عميق انساني منفي خواهد بود و اين
البته، نه از سر نقصان يا کممايگي تأمل، که به سبب تفاوت ماهوي ميان اين دو حوزه
است. تأمل در پي مفهومسازي و تعريف است، و اين تنها با بيرون کشيدن اشتراکات کلي
چيزهاي منفرد و بعد، دستهبندي آنها تحت همين اشتراکات ميسر ميشود. تجارب انساني
اما، در نهايت فردي و تعميم ناپذيرند و هرگز نميتوان مدعي شد که فيالمثل،
احساساتي چون عشق يا شرم، براي تمام آدميان و در تمام شرايط زماني، دلالت
معنایی واحدي دارند و شاید در نهایت، تنها چيزي که ميشود به اشتراک
درباره اينها گفت، اين است که مثلاً عشق، لذتبخش است و شرم، کهربایی.
گرچه فکر میکنم که اين داوريهاي مشترک هم دست آخر، تلاشهاي نه چندان
موفقيست براي غلبه بر تنهايي آزارنده آدميان يا دست کم، انکار آن.
در مورد مسأله خودکشي، وضعيت باز هم دشوارتر ست، چرا که آنچه در اينجا مخاطب تأمل
ماست، نه تجربهاي هر روز زيسته و ظاهراً مشترک، که تنها وضعيتي دور، مبهم و انتزاعيست و حتي اگر مدتها با فکر يا وسوسه آن درگير بوده باشيم، باز هم تجربهی
کاملي که ما را در بطن مسأله قرار دهد، نداشتهايم و از اين رو تعريف يا ارزيابي آن
در هر سطحي، احتياط و تواضع بيشتري ميطلبد.
چيزي که اين ارزيابي را باز هم دشوارتر ميکند، ماهيت رفتار آدميست. هر کنش انساني،
نه فرآوردهی نهايي يک پروسهی حسابگرانه و منطقي، که ملغمهی پيچيدهايست از واکنشهايي گنگ، به عوامل احصاناپذيري که بخش اعظم آنها دروني و حتي ناخودآگاهند. گرچه،
عوامل بيروني و ظاهراً مشترک نيز، هرگز به صورتي ناب و برهنه به فرد عرضه نميشوند
و بسته به شرايط زيستي و رواني آدميان و ميزان حساسيتهاي منحصر به فرد آنها،
تأثيرات کاملاً متفاوتي بر هر يک ميگذارند، و در نهايت هم تعينبخش واکنشهاي
يگانهاي ميشوند. چنانکه در بسياري از موارد خودکشي هم، آن چه ماشه را
ميچکاند، شايد نه تصميمي رضايتمند و مأيوس، که خشمي دفعي باشد نسبت به چيزي چون
صداي گريهی يک نوزاد، درگيري لفظي با يک همسايه بر سر چيزي کم اهيت و يا حتي
تغييرات يکبارهی آب و هوايي.
تمام اينها در نتیجه، نه فقط ارائهی تعريفي جامع از خودکشي و عوامل آن، که هر گونه
داوري اخلاقي و ارزشي را نيز دربارهي درستي يا نادرستي آن ناممکن ميسازد. ميل به
خودکشي، حرکت به جانب يک آستانهی غريب است و فردي که از آستانه ميگذرد، ديگر نه
احکام ارزشي متوليان باور برايش موضوعيتي خواهد داشت و نه چيزهايي چون تقيدات
عاطفي يا مسئوليتهاي انساني در قبال کساني که از نبود اين گونهی او، لطمه خواهند
ديد. به فردي که خودکشي ميکند، فقط ميشود نگاه کرد، و آن هم نه با دهان باز يا
چشماني پر از تأسف يا حتي اميدي براي شاید و هنوز. تنها بايد نگاه کرد و
ايمان داشت که هر آنچه در اين نگاه هست، تنها نگرهاي است موقت، شخصي، تعميمناپذير
و از همين رو عيني و ارزشمند، که ارزش بيان شدن و شنيده شدن را دارد، و چه بسا که
همين گفتوگوها، مرهمي باشد بر بسياري از نارضايتيهاي کاهنده.
از ديدگاه شخصي و البته غير فلسفي من، مرگ همچون شکلاتي مرموز است که در جيب داري
و ميتواني هر گاه که خواستي، از روي شلوارت آن را لمس کني تا باورت شود که هنوز
راهي هست، و حقي که گرچه باز هم به مساوات تقسيم نشده و در ذهن و قاموس برخي از
آدميان، موانع کشندهتري دارد، اما در نهايت از آن توست و هيچ باور و تقيدي نميتواند آن را براي هميشه از تو بگیرد.
|
لینک مستقیم به مطلب
|
| جستوجو در اينك فلسفه |
|
|
| از سایتهای دیگر |
|
:: رضا داوری اردکانی: دفاع صمیمانهای از فلسفه کردهام :: شاپور اعتماد: مشخصههای معنایی به "نحو" مربوطند :: افشین جهاندیده: "درون ماندگاری" روش تحلیل فوکو است :: "ما و تاریخ فلسفه اسلامی" رونمایی میشود :: "آموزش منطق به کودکان" بررسی می شود :: آيا كتابهاي شنيداري براي كودكانتان مفيدند؟ :: غلامرضا اعوانی: عقل جهانی در غرب رنگ باخته است :: بحران خود ویرانگری یک نظریه :: سخنرانیهای گروه مطالعات علم موسسه پژوهشی حکمت و فلسفه ایران اعلام شد :: کتاب شناسی فلسفه ذهن :: يادداشت ناصر فكوهي در استقبال از نوروز :: كودكان توانايي پرسشهاي فلسفي را دارند :: رضا داوری اردکانی: سياست بدون اخلاق، ظلم است :: مجموعه مقالات كامران فاني منتشر ميشود :: انتشارات شهرتاش، مجموعه 9 جلدي «كودكان فيلسوف» نوشته «اسكار برنيفيه» را منتشر كرد |
| عضویت در خبرنامه |
| دعوت از دوستان |
![]() ![]() |
|
استفاده و بازنشر مطالب اینک فلسفه با ذكر منبع بلامانع است نظر نویسندگان لزوماً موضع اینک فلسفه نیست |