تبليغاتX
اینک فلسفه
ارسال مطلب به اينك فلسفه ‌‌


آخرین اخبار

:: گزارشی از جلسه نقد و بررسی ترجمه کتاب عهد جدید در انجمن حکمت و فلسفه ایران

:: متافیزیک در دوران مدرن؛ گزارش سخنراني سياوش جمادي در دانشگاه تهران

:: تخيل پايه‌ اصلي مهاجرت است؛ گزارشي از هم‌انديشي يك روزه «تخيل و مهاجرت»

:: هنر اسلامي با رويكرد هرمنوتيكي

:: سايت اينترنتي موسسه انتشارات حكمت راه اندازي شد

:: تمام اخبار

فرصت های شغلی فلسفه ‌‌

» جهت همکاری در فعالیتی تحقیقاتی در زمینه‌ی بررسي وضعيت فلسفه در ايران از دانشجویان و دانش‌آموختگان فلسفه در تهران و سایر شهرها دعوت به همکاری می‌شود. متقاضیان می‌توانند مشخصات خود را همراه با خلاصه‌ای از سوابق، تجربیات و مهارت‌ها و نیز ایمیل و تلفن تماس به آدرس philosophyresearch@gmail.com ارسال نمایند. پس از بررسی، نتیجه به متقاضیان اعلام خواهد شد.

» تمامی دانشجویان و دانش‌آموختگان فلسفه که آماده به کارند و در پی کار، می‌توانند خلاصه‌ای از مشخصات خود را شامل مهارت‌ها، سوابق و تجربیات‌شان و نیز ایمیل و شماره تماس به ایمیل isphilosophyir@gmail.com ارسال نمایند تا در سایت اینک فلسفه قرار گیرد. لازم به ذکر است این اطلاعات از طریق متقاضیان اعلام شده است و این سایت هیچ‌گونه مسئولیتی در قبال صحت و سقم اطلاعات داده شده یا سوءاستفاده‌های احتمالی ندارد.

براي مشاهده‌ي ليست اين‌جا را ببينيد.


از سايت‌هاي ديگر

:: آیا علم از تکنولوژی جداست؟

:: بیرون آمدن از غار افلاطون

:: تقليد در انديشه ماکياولي، گزارش درس گفتارهاي سيدجواد طباطبايي- 4

:: تجربه‌های نمایشگاهی

:: گزارشی از آخرین سخنرانی فرید العطاس در انجمن جامعه شناسی ایران

:: گزارشي از سمینار تخصصی «ابن‌سینا» در پژوهشگاه علوم انسانی

:: «جمهور» خوانی با افلاطون- 2

:: پاسخ غلامحسین دینانی به پرسش‌های عماد افروغ درباره کتاب «نصیر‌الدین طوسی، فیلسوف گفت‌و‌گو»

:: سخنرانی عماد افروغ در نشست شهر کتاب درباره خواجه نصیر‌الدین طوسی نوشته غلامحسین دینانی

:: سخنرانی رضا داوری اردکانی در نشست شهر کتاب درباره خواجه نصیر‌الدین طوسی

:: سخنرانی غلامحسین ابراهیمی دینانی در شهر کتاب مرکزی درباره خواجه نصیر‌الدین طوسی

:: همایش "تربیت فلسفی و فلسفه تربیت" برگزار می‌شود

:: "شکاف علم و تکنولوژی در ایران" بررسی می‌شود

:: فلسفه فيلم نوشته‌ي توماس وارتنبرگ

:: اخلاق و کلاس درس فلسفه

:: تمام پيوندها


صفحه نخست l درباره ما l تماس با ما l آرشیو l پیوندها l گروه اینترنتی l لینک به ما l تالار گفت‌وگو l آر اس اس

خبر l مقاله l گزارش l یادداشت l ترجمه l گفت و گو l کتاب و نشریات l پرونده l تجربه‌هاي ديگر


موضوع: پرونده‌ی قدرت، حقوق و دانش l دوشنبه بیست و هفتم آبان 1387 l  

عابد کانور

اعم از آن‌که شکل‌گیری قدرت را حاصل نوعی توافق پنهان تابعین با حاکمان یا نوعی تحکم برخلاف میل بر گروه اول بدانیم، می‌توان تمایلی ذاتی مبنی بر حفظ یکدستی و تلاشی پیگیر برای بسط سلطه را در ساختار قدرت تشخیص داد. این تمایل درونی اگرچه به هیچ وجه به قدرت سیاسی محدود نمی‌شود، در شکل سیاسی عینی‌ترین صورت خود را می‌یابد. قدرت سیاسی در چهره انضمامی‌اش (حتی اگر برآمده از آرمانی‌ترین جنبش‌های انقلابی باشد)، پس از درک ثبات خود در صورتی نهادینه و وابستگیِ بنیادینِ خود به یکدستی توده‌ی بی‌شکل به عنوان نقطه‌ی تکیه1، تمام توان خود را برای حفظ بی‌شکلی توده تحت تبعیت‌اش در پناه وضعیت موجود به کار می‌گیرد. از این نظر قدرت منسجم، در استعاره بدن سالمی منعکس می‌شود که تمام اعضای آن در هماهنگی کامل با یکدیگراند. و گاه تاکید بر یکدستی ساختاری قدرت تا بدان حد پیش می‌رود که معنای حقیقی عضویت اعضا و فردیت افراد در گرو میزان مشارکت منفعل در بدنه این ساختار است؛ به این معنا که فرد نه تنها با نفی اراده خود، بلکه با انکار زمینه‌ی اراده‌مندی خود به عنوان سوژه صاحب رای، به جسمی جیوه‌مانند تبدیل می‌شود که هم تابعیت بی‌حد و حصر قدرت حاکم را صورت خودآگاهی خود می‌داند و هم قابلیت ابزاری انعطاف خود را به محل برآورده شدن اهداف مقطعی قدرت تبدیل می‌کند. البته مشارکت منفعل افراد ذوب شده در یکدستی ساختار قدرت به معنای بی‌کنشی آن‌ها نیست. چه بسا که این مشارکت منفعلانه به خشن‌ترین و افسار‌گسیخته‌ترین صورت‌ موجود نیز خود را بیان کند. و بر این مبنا فرد درگیر در این مشارکت، به شکل فعالی در انکار من مستقل خود می‌کوشد و گاه کوشش در مسیر حذف فردیت چهره خود‌آگاه خود را در پناه تلاش پیگیر قدرت برای بسط سلطه، با تکان‌دهنده‌ترین شکل کنش‌های اعتراضی، انضباطی و انتظامی پیوند می‌زند. چهره‌ها و لباس‌های یک‌شکل، هجوم تصاویری که بر در و دیوار، توده‌ی حل‌شده در بدن یک من بزرگ و متحد را نشان می‌دهند، ترکیب‌های کلیشه‌ای زبانی و استعاری که گویای ذوب و حل شدن اتم‌های انسانی در ارگانیسم‌های کلان‌ترند، این‌ها نمودهای بیرونی تمایل ذاتی قدرت و بی‌ارادگی تابعین حل‌ شده در آنهاست، که گرچه محتوای درونی را به صورتی آشکار نشان می‌دهند ولی به خودی خود و فارغ از دلالت‌شان، نشانه‌هایی جزیی و فاقد انسجامند.

قدرت بنابراین تمایل ذاتی، نوعی همسانی چهره و همگرایی فکری را از تابعین خود طلب می‌کند؛ به نحوی که کوچکترین تفاوت و واگرایی در میان آن‌ها می‌تواند برای قدرتِ مستقر، منشاء بزرگترین تعارض‌ها باشد. لذا مبنای این تفاوت‌ها و تعارض‌ها معمولا به عنصری بیگانه نسبت داده می‌شود که در تمامیت خود خارج از نظام خودی قرار گرفته و تمام هم و غم خود را مصروف طرح‌اندازی توطئه‌هایی برای براندازی این خودِ نظام‌یافته – یا به زبان بند قبل، برهم زدن یکدستی محتوایی قدرت- می‌کند.

در مقابل،آگاهی بنابر حرکت پیگیر خود همواره متوجه غیر و نوعی درونی‌سازی این غیریت در وحدتی درونی است. در این فرایند، بیش از آنکه غیریت دیگری مغلوب وحدت منِ آگاه شود، حدود منیت این آگاهی گسترش می‌یابد. تاریخچه تطور فکری هر فرد گواهی بر این گسترش حدود است که براساس آن، لایه‌های آگاهی شخصی در یک سیر تصاعدی، همواره حرکتی از درون به بیرون را تجربه کرده و هر لایه‌ی آگاهیِ نو همچون یک رویداد-آگاهی، تغییر مبنا و لحنی بنیادین را در تمام لایه‌ها ایجاد کرده است. تغییر لحن و مبنای بنیادین که طبق ساختاری زمانی در زندگی خودآگاه فرد صورت می‌پذیرد، هربار فرد را وادار به باز تعریف تمامیت خود می‌کند و این بازتعریفِ خود، که از ابتدا ماهیتی تفسیری دارد هرچقدر هم که در حرکتی مورچه‌وار و نامنظم طی طریق کند، فرد را در بزنگاه‌های زمانی به مراتب دور از ایستگاه‌های اولیه او نشان می‌دهد. اما حرکت واگرای آگاهی به سمت وحدتی درونی که گاه اصولا صورت نهایی به خود نمی‌گیرد (و فرد را در چرخشی تفسیری به تحلیل می‌برد)، اگرچه بالقوه می‌تواند به عنوان آنتی‌تز قدرت عمل کند، در نهایت به خودی خود قادر نیست نقش اهرم بازدارنده را بازی کند. چراکه اجتناب اولیه آن از واکنش عملی(به سبب جزمیت ذاتی این واکنش)، عدم عینیت خود به خودی آگاهی(دست‌کم در سطوح اولیه خود)و فردیت مستتر در آن (که نتیجه مستقیم جهت‌گیری به سمت غیریت و درک و از آن خود کردن آن در غیریت خود است)، چهره واکنشی و گاه حتی هنجارین آگاهی را از آن می‌گیرد.

 آگاهی با تبلور خود در قالب حق، می‌تواند به خود عینیت ببخشد و در عین حال گرایش‌های درونی خود(مانند فردیت و جهت‌گیری به سمت غیریت) را به مکانیسم‌هایی نهادینه شده در متن جامعه تبدیل کند که به سبب قدرت اجرایی خود و استنادپذیری حقوقی‌شان، قدرت را در پایه‌ای‌ترین تمایلات ذاتی خود، یعنی یکدستی و سلطه‌خواهی، دچار ضعف کند. فرد حقوقی، رعیت بی‌چهره‌ی تابع یک قدرت مطلقه نیست، بلکه فردیت آن با تبلوری عینی در سلسله‌مراتبِ نظامی حقوقا استنادپذیر، تفاوت و شخصیت خود را به عنوان یک امر واقع، به قدرت تحمیل می‌کند. البته جهت‌گیری متفاوتِ حق، تنها معطوف به قدرت نیست، بلکه با استحاله آگاهیِ صوری در نوعی کنش اجتماعی-سیاسیِ حق-آگاهی، دگراندیشی درونی آگاهی را به نوعی مطالبه عملی در متن جامعه بدل می‌کند. و دقیقا به همین دلیل، پرسش از نسبت میان دانش و آگاهی و قدرت، پرسش ماست. چراکه تعلق یک پرسش به یک فرهنگ یا وضعیت اجتماعی، در نسبت مستقیم با زمینه تاریخی طرح پرسش قرار نمی‌گیرد. بلکه آنچه یک پرسش را از آن گروه یا نسلی می‌کند، ضرورت واکنش به یک وضعیت یا دست‌آویزی به دریچه‌ای برای فهم آن شرایطی است که خود را فهم‌ناپذیر نشان می‌دهد. ما که آگاهی فردی‌مان به ندرت پا را از توهمات گذشته‌ و آینده‌ی ساختگی فراتر گذاشته و فردیت آگاهانه را در حیات شخصی خود تا به حد خود-سانسوری از محتوا خالی کرده‌ایم، امروز نیازمند تامل درباب حق‌ایم؛ تا  از یک طرف، در برابر قدرت غریزی فردانیت سر درگممان(که همواره خود را در رابطه‌ای تنازعی با دیگری تعریف می‌کند)ایمن شویم و بتوانیم زمینه درک خود و دیگری به مثابه «ما» را فراهم آوریم. و از طرف دیگر در سد غرایز قدرت، که جریان خودآگاهی و استقلال فردی را به نفع تمایل خود به یکدستی و حفظ سلطه مانع می‌شود، رخنه ایجاد کنیم.


1. Point d’appuie



رساله‌هاي افلاطون-1، قوانين-2. الف

قبل از آن که بحث از کتاب دوم، بتا، را شروع کنم لازم است تا به چند موضوع اشاره کنم که هر چند به کتاب آلفا مربوط می شود اما به این کتاب نیز ربط دارد.

الف- مسئله سن و طریقت، با رجوع به نظام تربیتی در جمهور (vii.537-41) دیدگاه افلاطون در مورد رابطه سن و کشف حقیقت روشن می شود که همین امر در قوانین نیز مبنای عدم جواز بررسی قوانین برای جوانان شده است. در اینجا لازم است تا به دیالکتیک توجه شود که نسبت مستقیمی بین پیمودن طریق و کشفت حقیقت در آن وجود دارد و یادآوری پیش درآمد شعر پارمنیدس نیز ضروری است که در آن، با تکرار عمدی واژه راه (οδός)، پیمودن طریق از سوی خود شاعر برای کشف راه حقیقت و خطا نمونه ای از آن نسبت مستقیم است...

رساله‌هاي افلاطون-1، قوانين-2. ب

همان‌طور که در بحث‌های مستقیم قبلی‌مان تجربه کرده بودیم، نوعی تفاوت دیدگاه در تفسیر هر کدام از ما نسبت به متن افلاطون وجود دارد که باید قابلیت و قدر آن دانسته شود. چراکه با خودآگاهی به آن می توانیم این دو نگاه متفاوت را به نوعی دونوازی فکری تبدیل کنیم که هر یک می کوشد به دیگری لحن و بعدی متفاوت بدهد. می توانم این تفاوت را به این شکل خلاصه کنم که تفسیر تو ماهیت عملی بیشتری دارد، به این معنا که کاملا ناظر به جامعه یونانی و بستر اسطوره ای و تاریخی آن است. در حالی‌که نگاهی که من به افلاطون دارم می کوشد بیشتر جریانی کلی را به عنوان بستر اصلی محاوره دنبال کند. این تفاوت دید در بحث قوانین منجر به تفسیری متفاوت از مراسم همنوشی می‌شود...


كانت 1 - نقد عقل محض 1

ايده‌آليسم آلماني: نوشته حاضر در ادامه بحث‌مان است اما به دلیل تأخیری که در مباحثه‌مان داشتیم، مجبورم تا کمی به عقب برگشته و از بحث قبلی شروع کنم. با این کار هم یادآوری جزیی از مطالب قبلی به وجود می‌آید و هم مباحثه ما با انسجام بهتری پی‌گیری می‌شود. این نوشته از B556 شروع و تا پایان پاراگراف B576 ادامه دارد. من سعی می‌کنم تا در این سلسله نوشته‌ها، تنظیم بحث را بنابر عناوین هر مبحث از کریتیک در نظر بگیرم و...

 

کانت1 - نقد عقل محض 2

ايده‌آليسم آلماني: تعارضی که کانت در این بخش شرح می‌دهد به این صورت می‌تواند خلاصه شود:

1. از یک سو نظم پدیداری که در ادارک ما خود را نشان می‌دهد، سلسله بی‌انتهایی از علت‌ها و معلول‌ها را لازم می‌آورد، که حضور هر یکی مستلزم دیگری است و حلقه‌ای از این زنجیره را نمی‌توان به صورت جدای از آن در نظر گرفت؛ یعنی هر یک از حلقه‌ها امری مشروط به قبل و بعد از خود است. این ایده را ما به عنوان ضرورت طبیعی می‌شناسیم.


ادبيات چيست؟ادبیات چیست؟

فلسفه تحليلي: رابرت استکر (Robert Stecker) در رشته‌های فلسفه‌ی ادبیات‌، فلسفه‌ی اخلاق و تاریخ فسفه‌ی مدرن صاحب نظر است و آثار متعددی در زمینه‌ی فلسفه‌ی ادبیات به رشته‌ی تحریر درآورده است. مقاله‌ای که برگردان آن در پی می‌آید در آنتولوژی مقالات فلسفه‌ی ادبیات (انتشارات Blackwell) در کنار آثاری از مهم‌ترین فلاسفه‌ی تحلیلی و قاره‌ای هم‌چون پیتر لامارک‌، دونالد دیویدسون، دیوید لوییس، مارتا نوسبام، و... آمده است که نشانه‌ی اهمیت و جایگاهِ نظری این فیلسوف در حوزه‌ی فلسفه‌ی ادبیات است. 

 

thinkerسنجشگرانه اندیشی چیست؟

مقاله: سنجشگرانه اندیشی (یا "تفکر نقدی" یا "تفکر نقادانه" یا "تفکر انتقادی") ترکیبی از دانش و مهارت است که به فرد اندیشنده امکان می دهد که، به طور خلاصه، از خطاهای گوناگون در روند اندیشیدن مصون بماند و از کوتاه ترین مسیر به سمت هدفی که از اندیشیدنش دارد حرکت کند. همان گونه که از همین تعریف ناقص و ابتدایی بر می آید، پیش فرض سنجشگرانه اندیشی این است که اندیشیدن یک فعالیت است، فعالیتی که معطوف به هدفی است و همانند هر فعالیت دیگری آفاتی دارد.


فلسفه، تاریخ و هرمنوتیک در اندیشه‌ي دیلتای

هرمنوتيك: حوزه مطالعاتی ویلهلم دیلتای، فیلسوف نامدار حوزه معرفت‌شناسی و هرمنوتیک، گستره‌ای وسیع و نه چندان یکدست دارد. از این‌رو می‌کوشیم تا در این مجال اندک، تنها به خوانش گوشه‌هایی از این گستره بپردازیم که در تعریف و تعین مباحث آمده در عنوان نوشتار، نقش صریح‌تری داشته‌اند. در تعیین مسیر بحث خویش تابع اصل‌ معروف "دور هرمنوتیک" خواهیم بود که بنا بر آن، هر پدیدار خاص زمانی را نه به نحو انفرادی و در استقلال از سایر پدیدارها، که تنها در زمینه و بستر زمانی و فرهنگی جامعی باید فهمید، که با مؤلفه‌های گوناگون خویش، عامل اصلی و گاه پنهان تعین آن پدیدار بوده است. نيز می‌کوشیم تا نخست، به ارائه‌ي تبیینی کوتاه از شرایط فکری حاکم بر زمانه دیلتای بپردازیم؛ چیزی که به تبعیت از خود او، بخشی از "روح زمانه" آن عصر خواهیم نامید.

درباره‌ی پوچی وجود

ترجمه: پوچی وجود در هیئت تامّی که وجود به خود می‌گیرد آشکار می‌شود: در لایتناهی زمان و مکان که با تناهی آدمی در این هر دو امر مقابل می‌نشیند؛ در هم‌اکنون گذرنده، چنان‌چون یگانه هیئتی که در آن فعلیت وجود دارد؛ در علیت‌ناپذیری و نسبیتِ چیزها؛ در شدنی پی‌درپی بی‌آن‌‌که بودنی؛ در میل پی‌درپی بی‌ارضاء؛ در استیصال و تکاپوی پی‌درپی‌ای که زندگی بدان بسته است؛ زمان و رو در زوال داشتن تمامی چیزهایی که در زمان وجود دارند و زمان خودْ پدید‌شان‌ می‌آورد راستْ همان هیئتی‌ست که اراده‌ی معطوف به زیستن، که در مقام شیئی‌ فی‌نفسه ‌بی‌زوال است، تحتِ آن پوچی تکاپوی خویش را بر خود آشکاره می‌سازد. زمان آن چیزی‌ست که از رهگذرش هر آن چه هست در دستان ما به نیستی آمده همهْ ارزش‌های راستین‌اش را از کف می‌نهد. ]آرتور شوپنهاور، ترجمه علي ثباتي[


تك‌نگاري درباره‌ي فرانتس‌كافكا

يادداشت: گوستاو يانوش پير، زماني كه ديگر اميدهايش نوميد شده بود و گل جواني‌اش در زندان و آتش يهودستيزي شاخه‌اي خشك شده‌ بود، تنها آن هنگام توانست پژواك صداي آقاي ك را دريابد. كافكا درآن روزهاي دور دست، در پراگ به او گفته بود كه زندگي جان كندن است و هستي در جدل نافرجامش با نيستي، نه پيروز كه تداوم ستيزه‌ي اميد و نوميدي است. جواني عين اميد است و آرزو، اما لاجرم سالخورده‌گي به او مي‌آموزد كه اميد ناب خيالي ناياب است.

ناخشنودي و نابسندگي

يادداشت: از روز نخستي كه ارسطو آغاز فلسفه را حيرت ناميد همواره مي‌شد دريافت كه اين گزاره، پيش‌فرض‌هاي فراواني را ناگفته، بيان كرده است. هدف من از نگارش اين كوتاه نيز پرسش از همين ناگفته‌هايي است كه با صداي بلند در ژرفاي پنهانمان بازگو مي‌شوند و به كردار ما شكل مي دهند بدون آن‌كه از خود جدايشان بدانيم. گويي اين خود ِما هستيم كه چنين مي بينيم نه اين‌كه ما تنها آني هستيم كه چنين به ما نموده مي‌شود.



:: شهر و هویت

:: به چه معنا استعاره بي‌معناست

:: گزارشی از جلسه نقد و بررسی ترجمه کتاب عهد جدید در انجمن حکمت و فلسفه ایران

:: آیا فیلم هنر است؟؛ نويسنده: بريس گوت

:: فلسفه و نظریه فیلم؛ نويسنده: بريس گوت

:: سنجشگرانه اندیشی در ایران

:: خِرد اُسقف برکلی

:: تخيل پايه‌ اصلي مهاجرت است؛ گزارشي از هم‌انديشي يك روزه «تخيل و مهاجرت»

:: رساله‌هاي افلاطون-1، قوانين-2. الف

:: رساله‌هاي افلاطون-1، قوانين-2. ب

:: آیا باید از فرگه هم ترسید؟

:: سايت اينترنتي موسسه انتشارات حكمت راه اندازي شد

:: درباره‌ی پوچی وجود

:: متافیزیک در دوران مدرن؛ گزارش سخنراني سياوش جمادي در دانشگاه تهران

:: فلسفه، تاریخ و هرمنوتیک در اندیشه‌ي دیلتای

:: كانت 1 - نقد عقل محض 1

:: کانت1 - نقد عقل محض 2

:: مباحث «نقد عقل محض» کانت

:: «ادبیات چیست؟»

:: کواين و فلسفه‌ورزی روی قايق

:: آرشیو همه مطالب


 


 

پرونده

شماره سوم، آذر 1387
فلسفه از نگاه فيلسوفان


پرونده‌هاي قبلي

» چهارمین پرونده‌ي سايت اينك فلسفه با موضوع «شهر» منتشر خواهد شد. علاقه‌مندان مي‌توانند مطالب خود را تا آخر دی 1387 به ایمیل isphilosophyir@gmail.com ارسال نمایند. لازم به ذكر است كه «اينك فلسفه» در پذيرش مطالب و نيز ويرايش آن‌ها آزاد است.

تبليغات







عضویت در خبرنامه





دعوت از دوستان













all rights reserved © 2008 Isphilosophy
استفاده و بازنشر مطالب اینک فلسفه با ذكر منبع بلامانع است
نظر نویسندگان لزوماً موضع اینک فلسفه نیست