| ارسال مطلب به اينك فلسفه |
|
»
يونان
»
هرمنوتيك
|
| آخرین اخبار |
| فرصت های شغلی فلسفه |
|
» جهت همکاری در فعالیتی تحقیقاتی در زمینهی بررسي وضعيت فلسفه در ايران از دانشجویان و دانشآموختگان فلسفه در تهران و سایر شهرها دعوت به همکاری میشود. متقاضیان میتوانند مشخصات خود را همراه با خلاصهای از سوابق، تجربیات و مهارتها و نیز ایمیل و تلفن تماس به آدرس philosophyresearch@gmail.com ارسال نمایند. پس از بررسی، نتیجه به متقاضیان اعلام خواهد شد.
»
تمامی دانشجویان و دانشآموختگان فلسفه که آماده به کارند و در پی کار، میتوانند خلاصهای از مشخصات خود را شامل مهارتها، سوابق و تجربیاتشان و نیز ایمیل و شماره تماس به ایمیل isphilosophyir@gmail.com ارسال نمایند تا در سایت اینک فلسفه قرار گیرد.
لازم به ذکر است این اطلاعات از طریق متقاضیان اعلام شده است و این سایت هیچگونه مسئولیتی در قبال صحت و سقم اطلاعات داده شده یا سوءاستفادههای احتمالی ندارد.
براي مشاهدهي ليست
اينجا
را ببينيد.
|
| از سايتهاي ديگر |
| صفحه نخست l درباره ما l تماس با ما l آرشیو l پیوندها l گروه اینترنتی l لینک به ما l تالار گفتوگو l آر اس اس |
![]() |
| خبر l مقاله l گزارش l یادداشت l ترجمه l گفت و گو l کتاب و نشریات l پرونده l تجربههاي ديگر |
|
موضوع: پروندهی قدرت، حقوق و دانش
l
سه شنبه بیست و هشتم آبان 1387
l
|
|
يكى از كتابهاى
ارزشمند كيچر كه در سال 2001 منتشر گرديد و واكنشهاى فراوانى ميان فلاسفهي علم،
جامعهشناسان و سياستگذاران علم به وجود آورد، علم، حقيقت و دموكراسي2 است. كيچر در اين كتاب مىكوشد از چارچوبهاى سنتى فلسفه علم فراتر رود و در عين
ارائهي بحثى عمومى و انتزاعى، به بررسى علم در چارچوبى گستردهتر بپردازد.
او در مقدمهي كتاب اشاره مىكند كه آنچه بسيارى از مردم عادى از فلاسفه علم انتظار
دارند بحث در باب وضعيت اخلاقى تحقيقات علمى، تأثير علم بر ارزشها و نقش علم در دموكراسى است. حال آنكه فلاسفهي
علم عمدتاً تا پيش از سالهاى ابتدايى قرن بيست و يكم از چنين بحثهايى غفلت كردهاند. آنچه از منظر
فلسفى براى كيچر اهميت دارد آن است كه بحثهاى عمومى در باب علم عمدتاً متكى بر دو
نظريهي نادرست در باب ماهيت علم بوده است. در يك سو كسانى قرار دارند كه هدف علم را
كسب معرفت عينى و صرفاً جستجوي حقيقت و صدق (بدون هيچگونه محدوديت و قيدى) مىدانند.
طبق نظر ايشان چنين تلاشى مهمترين و ارزشمندترين دستاورد فكرى بشر است. براى اين
دسته از مدافعان سرسخت علم، سخن از هرگونه نسبىگرايى، وارد شدن ارزشها در علم يا
لزوم توجه دانشمندان به ارزشهاي اجتماعى- سياسى سخنى غير قابل پذيرش است. اما در
دستهي مقابل كسانى قرار دارند كه هرگونه عينيتى را از علم و تحقيقات علمى سلب مىكنند
و توانايى علم را براى كسب و جستجوى حقيقت و معرفت عينى زير سؤال مىبرند. اين
دسته از نسبىگرايان، كه مىتوان نمونههايى از گرايشهاى افراطى آنان را در ميان
جامعهشناسان علم مشاهده كرد، علم را صرفاً ابزارى در دست قدرت (در معناى وسيع اين
كلمه) مىدانند. اما موضع كيچر در
جايى ميان اين دو تلقى قرار مىگيرد. او از سويى به نوع خاصى از واقعگرايى معتقد
است، و از سويى ديگر معتقد است كه ارزشها نيز سهم و نقشى مهم در فرايند تحقيق
علمى ايفا مىكنند. بخش نخست كتاب، شامل شش فصل، تلاشى است فيلسوفانه براى ارائه
تلقىاى از علم كه در آن در عين حفظ نوعى واقعگرايى، ارزشهاى اخلاقى و ملاحظات
اجتماعى نيز در چارچوب بررسى نظرى علم وارد شده باشند. در اين فصول ابتدا كيچر مىكوشد
تا همچنان از مفهوم صدق و حقيقيت در قالب نوع معتدلى از واقعگرايى دفاع كند.
براى ممكن ساختن چنين امري، كيچر بين دو نوع واقعگرايى تفكيك مىكند: يكى واقعگرايى
در باب كشفيات علمى، يعنى آنچه كه مربوط به هويات و علتهاى موجود در طبيعت است،
و ديگرى واقعگرايى در باب مقولات و انواعى كه در علم مورد استفاده قرار مىگيرند.
كيچر خود را در معناى اول واقعگرا مىداند. به عبارتى، او در باب كشفيات علمى
واقعگرا است و تعهد وجودشناختى به هويات و علتهاى طرح شده توسط علم دارد. حال آنكه
از نظر او مقولات و انواع علمى عينى و واقعي نيستند. در فصل سوم كيچر به
نقد اين ادعا مىپردازد كه تمام نظريهها و ادعاهاى علمى از كمبود شواهد مناسب رنج
مىبرند و لذا همواره تصميمگيريهاى دانشمندان در باب باور يا عدم باور به يك
نظريه متأثر از ارزشهاى اخلاقى، اجتماعى، سياسى و مذهبى است. كيچر چنين نگاهى را
نمىپذيرد و لذا همچنان مىتواند در معناى مورد نظر خويش يك واقعگراى معتدل به
حساب آيد. فصل چهارم حاوى اين
استدلال است كه گرچه علم مىتواند معرفتى عينى در اختيار ما قرار دهد، اما اين
ادعا هرگز به معناى آن نيست كه روشى كه از طريق آن علم به مفهومپردازى در باب
طبيعت مىپردازد، روشى منحصر به فرد، مستقل از بستر و ويژه است. به عبارتى، گرچه
دستاورد معرفتى علم در باب طبيعت عينى است و مىتوان در باب آن واقعگرا بود، اما
فرآيند و نحوهي مفهومپردازى علم در باب طبيعت از چنين عينيت و منحصر به فرد بودنى
برخوردار نيست. اكنون پس از اين شش
فصل اوليه كه در واقع چارچوبى فلسفى براى ادامهي كار كيچر فراهم آوردهاند، او در
بخش دوم كتاب (شامل هشت فصل) به بررسى نحوهي تداخل ارزشهاى اخلاقى، اجتماعى و
سياسى در علم مىپردازد. نكته فصل هفتم آن است كه به راحتى نمىتوان خط فاصل قاطعى
ميان علم و تكنولوژى رسم كرد. بر مبناى اين حكم مىتوان علت مخالفت كيچر با اين
عقيده را كه صرفاً تكنولوژى است كه در معرض تأثير ارزشهاى فرا-علمى قرار ميگيرد و
بدنهي علم از اين نقيصه مبرا است، دريافت. در فصول بعدى كيچر
به اين نكته مىپردازد كه براى به دست دادن تصويرى مناسب تر از نقش علم در جامعه
بايد چه عوامل ديگرى را در نظر گرفت، عواملى كه عمدتاً توسط فلاسفه علم ناديده
گرفته شده است. به عنوان نمونه، در فصل دهم موضوع اصلى آن است كه نقشى كه علم بايد
در يك جامعه دموكراتيك ايفا كند، چيست. براى توضيح اين نقش كيچر به معرفى اصطلاح
"علم خوش-سازمان"3 ميپردازد. از نظر او علم خوش-سازمان محصول فرايندى است كه در آن تمام گروهها و
افراد علاقهمند و ذىنفع حضور دارند و با تأمل در باب علايق و ارزشهاى گروههاى
ديگر و همچنين با دركى درست از مقتضيات و مسايل خاص علمى، به تأمل در باب علم و
رابطهي آن با ارزشها مىپردازند. به عبارتى، مدل ايدهآلى پيشنهاد شده توسط كيچر
نوعى "دموكراسى روشنگرانه" (در مقابل دموكراسى عاميانه) است كه در آن
افراد آموزش ديده و آشنا به مسائل فنى و خاص علم كه هركدام ارزشها و انتظارات خاصى
از علم دارند، با يكديگر وارد تعامل و گفتوگو شده و به بحث و تصميمگيرى در باب سير
پيشرفت علم، نحوه تخصيص بودجه به بخشهاى مختلف علمى و تنظيم ارتباط علم با مجموعهي
ارزشها مىپردازند. از نظر كيچر، چنين
مدل نخبهگراى دموكراتيكى از علم مىتواند بسيارى از دشوارىهاى فعلى در باب علم
را از ميان بردارد، يا حداقل آنها را قابل حل سازد. به عنوان نمونه، مسايل مربوط
به رابطه علم و اقليتها، زنان و كشورهاى جهان سوم يا جهت و هدف تخصيص بودجه به
تحقيقات علمى يا سياستگذارى علم در چنين الگويى قابل بررسىاند. در چنين نگرشى به
علم، هدف علم صرفاً كشف و بيان هرگونه حقيقتى نيست. بلكه به واسطهي ارزشهاى
اخلاقى، اجتماعى، سياسى و مذهبى موجود در جامعه بشرى، بايد ديد كه كدام يك از
حقايق از بقيه مهمتر و ارزشمندتر اند. هدف علم تلاش براى كشف آن
دسته از حقايق مهم و ارزشمندى است كه در مدل دموكراتيك نخبهگرا، توسط افرادى كه
هم به مسائل تخصصى علم آگاهى دارند و هم ارزشهاى ساير افراد را در نظر گرفتهاند،
به رسميت شناخته شدهاند. از نظر كيچر ارزشمندي و اهميت اين اهداف خصلتى عينى براي
آنها به حساب نميآيد و كاملا به علائق و ارزشهاى موجود در جامعه پيوند خورده
است. اين همان جايى است كه از نظر كيچر عناصر سنتى فلسفه علم به گستره وسيعترى از
عناصر (از جمله ارزشها) پيوند ميخورند. در فصل آخر، كيچر با انتخاب يك شاخه علمى (ژنوميك) به عنوان نمونهاى از تحقيقات اخير علمى، تلاش مىكند تا در باب مسئوليتهاى دانشمندان در اين رشته خاص به تأمل بپردازد. اهميت و ارزش اين فصل در آن است كه نمونهاى عينى از نتايج بحثهاى فلسفى كيچر در باب تأثير ارزشها در فرايند تحقيق علمى به دست مىدهد. 1. استاديار مؤسسه پژوهشي حكمت و فلسفه ايران 2. science,
Truth and Democracy, Philip Kitcher, |
|
رسالههاي افلاطون-1، قوانين-2. الف قبل از آن که بحث از کتاب دوم، بتا، را شروع کنم لازم است تا به چند موضوع اشاره کنم که هر چند به کتاب آلفا مربوط می شود اما به این کتاب نیز ربط دارد. الف- مسئله سن و طریقت، با رجوع به نظام تربیتی در جمهور (vii.537-41) دیدگاه افلاطون در مورد رابطه سن و کشف حقیقت روشن می شود که همین امر در قوانین نیز مبنای عدم جواز بررسی قوانین برای جوانان شده است. در اینجا لازم است تا به دیالکتیک توجه شود که نسبت مستقیمی بین پیمودن طریق و کشفت حقیقت در آن وجود دارد و یادآوری پیش درآمد شعر پارمنیدس نیز ضروری است که در آن، با تکرار عمدی واژه راه (οδός)، پیمودن طریق از سوی خود شاعر برای کشف راه حقیقت و خطا نمونه ای از آن نسبت مستقیم است... |
رسالههاي افلاطون-1، قوانين-2. ب همانطور که در بحثهای مستقیم قبلیمان تجربه کرده بودیم، نوعی تفاوت دیدگاه در تفسیر هر کدام از ما نسبت به متن افلاطون وجود دارد که باید قابلیت و قدر آن دانسته شود. چراکه با خودآگاهی به آن می توانیم این دو نگاه متفاوت را به نوعی دونوازی فکری تبدیل کنیم که هر یک می کوشد به دیگری لحن و بعدی متفاوت بدهد. می توانم این تفاوت را به این شکل خلاصه کنم که تفسیر تو ماهیت عملی بیشتری دارد، به این معنا که کاملا ناظر به جامعه یونانی و بستر اسطوره ای و تاریخی آن است. در حالیکه نگاهی که من به افلاطون دارم می کوشد بیشتر جریانی کلی را به عنوان بستر اصلی محاوره دنبال کند. این تفاوت دید در بحث قوانین منجر به تفسیری متفاوت از مراسم همنوشی میشود... |
|
ايدهآليسم آلماني: نوشته حاضر در ادامه بحثمان است اما به دلیل تأخیری که در مباحثهمان داشتیم، مجبورم تا کمی به عقب برگشته و از بحث قبلی شروع کنم. با این کار هم یادآوری جزیی از مطالب قبلی به وجود میآید و هم مباحثه ما با انسجام بهتری پیگیری میشود. این نوشته از B556 شروع و تا پایان پاراگراف B576 ادامه دارد. من سعی میکنم تا در این سلسله نوشتهها، تنظیم بحث را بنابر عناوین هر مبحث از کریتیک در نظر بگیرم و...
|
ايدهآليسم آلماني: تعارضی که کانت در این بخش شرح میدهد به این صورت میتواند خلاصه شود: 1. از یک سو نظم پدیداری که در ادارک ما خود را نشان میدهد، سلسله بیانتهایی از علتها و معلولها را لازم میآورد، که حضور هر یکی مستلزم دیگری است و حلقهای از این زنجیره را نمیتوان به صورت جدای از آن در نظر گرفت؛ یعنی هر یک از حلقهها امری مشروط به قبل و بعد از خود است. این ایده را ما به عنوان ضرورت طبیعی میشناسیم. |
|
فلسفه تحليلي: رابرت استکر (Robert Stecker) در رشتههای فلسفهی ادبیات، فلسفهی اخلاق و تاریخ فسفهی مدرن صاحب نظر است و آثار متعددی در زمینهی فلسفهی ادبیات به رشتهی تحریر درآورده است. مقالهای که برگردان آن در پی میآید در آنتولوژی مقالات فلسفهی ادبیات (انتشارات Blackwell) در کنار آثاری از مهمترین فلاسفهی تحلیلی و قارهای همچون پیتر لامارک، دونالد دیویدسون، دیوید لوییس، مارتا نوسبام، و... آمده است که نشانهی اهمیت و جایگاهِ نظری این فیلسوف در حوزهی فلسفهی ادبیات است.
|
مقاله: سنجشگرانه اندیشی (یا "تفکر نقدی" یا "تفکر نقادانه" یا "تفکر انتقادی") ترکیبی از دانش و مهارت است که به فرد اندیشنده امکان می دهد که، به طور خلاصه، از خطاهای گوناگون در روند اندیشیدن مصون بماند و از کوتاه ترین مسیر به سمت هدفی که از اندیشیدنش دارد حرکت کند. همان گونه که از همین تعریف ناقص و ابتدایی بر می آید، پیش فرض سنجشگرانه اندیشی این است که اندیشیدن یک فعالیت است، فعالیتی که معطوف به هدفی است و همانند هر فعالیت دیگری آفاتی دارد. |
|
فلسفه، تاریخ و هرمنوتیک در اندیشهي دیلتای هرمنوتيك: حوزه مطالعاتی ویلهلم دیلتای، فیلسوف نامدار حوزه معرفتشناسی و هرمنوتیک، گسترهای وسیع و نه چندان یکدست دارد. از اینرو میکوشیم تا در این مجال اندک، تنها به خوانش گوشههایی از این گستره بپردازیم که در تعریف و تعین مباحث آمده در عنوان نوشتار، نقش صریحتری داشتهاند. در تعیین مسیر بحث خویش تابع اصل معروف "دور هرمنوتیک" خواهیم بود که بنا بر آن، هر پدیدار خاص زمانی را نه به نحو انفرادی و در استقلال از سایر پدیدارها، که تنها در زمینه و بستر زمانی و فرهنگی جامعی باید فهمید، که با مؤلفههای گوناگون خویش، عامل اصلی و گاه پنهان تعین آن پدیدار بوده است. نيز میکوشیم تا نخست، به ارائهي تبیینی کوتاه از شرایط فکری حاکم بر زمانه دیلتای بپردازیم؛ چیزی که به تبعیت از خود او، بخشی از "روح زمانه" آن عصر خواهیم نامید. |
ترجمه: پوچی وجود در هیئت تامّی که وجود به خود میگیرد آشکار میشود: در لایتناهی زمان و مکان که با تناهی آدمی در این هر دو امر مقابل مینشیند؛ در هماکنون گذرنده، چنانچون یگانه هیئتی که در آن فعلیت وجود دارد؛ در علیتناپذیری و نسبیتِ چیزها؛ در شدنی پیدرپی بیآنکه بودنی؛ در میل پیدرپی بیارضاء؛ در استیصال و تکاپوی پیدرپیای که زندگی بدان بسته است؛ زمان و رو در زوال داشتن تمامی چیزهایی که در زمان وجود دارند و زمان خودْ پدیدشان میآورد راستْ همان هیئتیست که ارادهی معطوف به زیستن، که در مقام شیئی فینفسه بیزوال است، تحتِ آن پوچی تکاپوی خویش را بر خود آشکاره میسازد. زمان آن چیزیست که از رهگذرش هر آن چه هست در دستان ما به نیستی آمده همهْ ارزشهای راستیناش را از کف مینهد. ]آرتور شوپنهاور، ترجمه علي ثباتي[ |
|
تكنگاري دربارهي فرانتسكافكا يادداشت: گوستاو يانوش پير، زماني كه ديگر اميدهايش نوميد شده بود و گل جوانياش در زندان و آتش يهودستيزي شاخهاي خشك شده بود، تنها آن هنگام توانست پژواك صداي آقاي ك را دريابد. كافكا درآن روزهاي دور دست، در پراگ به او گفته بود كه زندگي جان كندن است و هستي در جدل نافرجامش با نيستي، نه پيروز كه تداوم ستيزهي اميد و نوميدي است. جواني عين اميد است و آرزو، اما لاجرم سالخوردهگي به او ميآموزد كه اميد ناب خيالي ناياب است. |
يادداشت: از روز نخستي كه ارسطو آغاز فلسفه را حيرت ناميد همواره ميشد دريافت كه اين گزاره، پيشفرضهاي فراواني را ناگفته، بيان كرده است. هدف من از نگارش اين كوتاه نيز پرسش از همين ناگفتههايي است كه با صداي بلند در ژرفاي پنهانمان بازگو ميشوند و به كردار ما شكل مي دهند بدون آنكه از خود جدايشان بدانيم. گويي اين خود ِما هستيم كه چنين مي بينيم نه اينكه ما تنها آني هستيم كه چنين به ما نموده ميشود. |
| پرونده |
|
شماره سوم، آذر 1387 فلسفه از نگاه فيلسوفان ![]() پروندههاي قبلي »
چهارمین پروندهي سايت اينك فلسفه با موضوع «شهر» منتشر خواهد شد. علاقهمندان ميتوانند مطالب خود را تا آخر دی 1387 به ایمیل isphilosophyir@gmail.com ارسال نمایند. لازم به ذكر است كه «اينك فلسفه» در پذيرش مطالب و نيز ويرايش آنها آزاد است.
|
| تبليغات |
![]() ![]() ![]() |
| عضویت در خبرنامه |
| دعوت از دوستان |
![]() ![]() ![]() ![]() |
|
all rights reserved © 2008 Isphilosophy استفاده و بازنشر مطالب اینک فلسفه با ذكر منبع بلامانع است نظر نویسندگان لزوماً موضع اینک فلسفه نیست |