تبليغاتX
اینک فلسفه
صفحه نخست l درباره ما l تماس با ما l آرشیو l پیوندها l لینک به ما l آر اس اس

خبر l مقاله l گزارش l یادداشت l ترجمه l گفت و گو l کتاب و نشریات l پرونده l تجربه‌هاي ديگر



موضوع: پرونده‌ی قدرت، حقوق و دانش |  

دکتر سید محمد‌قاری سید‌فاطمی

 

سید محمد‌قاری سید‌فاطمیدر ابتدا من سه مفهوم را توضیح می‌دهم. منظور من از قدرت به معنای حقوقی آن است و پیش از آن که بخواهم فلسفی بحث کنم از حقوق می‌گویم و این به معنی قدرت سیاسی  و سازمان یافته است که در حکومت متجلی می‌شود. حق  به معنای مدرنش و در آن چیزی که ما در کلاس‌های مبانی فلسفه حقوق بشر با فعل داشتن صرف می‌کنیم مد‌نظر است. تفاوت میان حق داشتن و حق بودن از دستاوردهای عصر روشنگری است که حوزه‌ي اين دو را تفکیک کرد. و منظورم از اخلاق هم، اخلاق عقلانی است که در سنت کانتی به کار برده می‌شود و اخلاق عقلانی انتقادی در برابر اخلاق عرفی و عمومی قرار می‌گیرد. اخلاقی که از محک داد و ستد بین‌الذهانی در واقع سربلند بیرون می‌آید. اگر یک نگاه سریع به تاریخ فلسفه سیاسی در ارتباط با قدرت و حکومت بیاندازیم، می بینیم که از دید افلاطون دغدغه‌ي اصلی در حکومت این است که چه کسی باید حکومت کند. این مسأله در نوع شیعی، در تفکر مسلمانان تأثیر گذاشته و حتی در احکام‌السلطانیه‌های اهل سنت این مسأله حضور دارد. در دوره‌ي پس از عصر روشنگری کاملا این موضوع دگرگون شد. سؤال از "چه کسی" به "چگونه"  باید حکومت کرد تغییر یافت. اما تغییر در تفکر شیعی رخ نداد  و انعکاس نیافت و گره کور فلسفه سیاسی ما همین جاست. تمام مسأله حقوق اساسی مدرن طراحی یک نظام عادلانه برای چگونه حکومت کردن است و پای عدالت از این راه به سیاست باز شد وموضوع را جدی کرد. عدالت برای فیلسوفان حقوق چیزی جز یک طرح اخلاقی موجه برای تنظیم رابطه حق و قدرت نیست. اندیشمندان پس از عصر روشنگری به اعتقاد من‌ بیشترین تأثیر را  بر بحث قدرت و حق  و حقوق اساسی داشته‌اند مانند لاک و کانت. تقریبا مي‌توان ادعا کرد آن‌چه امروز در امریکا می‌گذرد میراث سنت لاک است و آن‌چه در اروپا رخ می‌دهد میراث کانت. هرچند این‌قدر هم دقیق نیست. نقطه عزیمت لاک، اصل خود مالکیتی است و از این‌جا شروع می‌شود که ما مالک خودمان هستیم و به این دلیل که انسان‌ها خودشان هستند، افراد مالک دستاوردهای خودشان نیز هستند. مالکیت بر خود هم مهم‌ترین اصل فلسفه سیاسی را به دنبال داشت که همان اصل «عدم ولایت» بود. این اصل از میراث پس از روشنگری از طریق عثمانی وارد نجف شد و اولین کسی که به طور شفاف و سیستماتیک آن را مطرح کرد، "شیخ انصاری" بود. نوع شرقي اصل عدم ولایت انصاری، می‌شود اصل خود مالکیتي شخص بر خودش و من مالک خودم هستم و حق تصمیم‌گیری برای خودم را دارم. از این اصل لاکی، اصل بنیادین آزادی بیرون آمد و برای پاسداشت آزادی، دو مکانیزم کنترل قدرت ارائه شد. یکی مکانیزم ماهوی ومحتوایی و یکی ساز و کار قدرت سازمانی. مكانيزم محتوایی همان حقوق طبیعی است که عمدتا پاسدار اصل مالکیت است و اصل سازمانی لاک، در حقیقت تفکیک قوا است و البته نه تفکیک قدرت. در این‌جا یک تئوری عدالت لیبرالی شکل گرفت که حکومت و قدرت با آزادی  مردم تهدید می‌شد. به اصطلاح هابز و دیگران حکومت را با نظم گره می‌زنند و در این‌جا حکومت با پاسداری حق انتخاب و آزادی گره می‌خورد. بحث تفکیک قوا در دوره شیخ انصاری  نیز به طور جدی در حوزه  به عنوان شئون حاکمیت و حکومت مطرح بود؛ اين مسأله که چه کسی می تواند یکی از این سه قوا را داشته باشد. از سنت لاکی یک سیستم لیبرال بیرون می‌آید و قرائت‌های معاصرش هم چیزی است که شبيه آن را امثال «نوزیک» و دیگران مطرح کردند. در حقیقت تا می‌توان باید دولت را تضعیف کرد و به غایت لاغر ساخت. نظام عادلانه، نظامی است که مبتنی بر حق انتخاب است و این‌که دولت حداقلی باید حاکم باشد. اما کانت یک مشکل معرفتی جدی با  سیستم لاک داشت و آن مسأله پل زدن و گپ منطقی بین «هست و باید» بود و به هر حال پاسداشت حرمت شخص و حیثیت شخصی و خود آیینی شخص، برای کانت مسأله شد. از اندیشه کانت هم می‌توان یک دولت رفاهی سوسیال دموکرات بیرون کشید و هم دولت‌هایی که امثال «نوزیک» دنبال آن هستند. پارادایم قدرت چه کسی به چگونه تغییر جهت داد ولي اندیشه سیاسی ما منتقل نشد. تلاش‌های زیادی هم صورت گرفت و هنوز هم دغدغه فلسفه سیاسی است. اما اساسا این امکان وجود دارد كه در درون سنت اسلامی یک تئوری عدالت تولید کنیم و رابطه حق و قدرت را در آن مشخص کنیم؟ نتیجه این‌که هنوز تئوری عدالت اسلامی تولید نکرده‌ایم. اشتراک نگاه کانت و لاک در پذیرش حق انتخاب است و به رسمیت شناختن آن در شکل‌گیری سازمان قدرت، امروزه اجماع متداخل همه عقلا است. این مقدار حداقلی که نقطه عزیمت آن در فلسفه سیاسی و حقوق مدرن است و به جز تعداد محدودی کشورهای مسلمان‌نشین و شیخ‌نشین منطقه، همه ادعا می‌کنند که ما دموکراتیم. تعدادی کشورهای اسلامی هستند که خیلی هم ابایی ندارند بگویند دموکرات نیستیم. ما حق انتخاب میان آدمیان را به رسمیت می‌شناسیم و ظاهرا عقلای این مقطع از تاریخ بشر نیز، اختلاف نظری ندارند. این حق انتخاب در سه جلوه قانون‌گذاری، تقنیم و اجرا متجلی می‌شود. آیا این مقدار حق انتخاب را می‌توانیم در اندیشه اسلامی باز تولید کنیم؟ آیا می‌توانیم برای آدمیان در مرحله‌ي قضا و تقنیم هم حق انتخاب قائل شویم؟ پاسخ به این سؤال چندان ساده نیست و یک نه کوچک ما را به دام اشعری‌گری و نظریه فرمان‌محورمی‌اندازد. کمترین شبهه‌ي این نظریه همان است که معتزله داشتند. یعنی وقتی با نظریه‌ي اخلاقی فرمان‌محور اثبات صدق نقیض درگير شديد با دشواری روبه‌رو می‌شويد.


* متن سخنراني دکتر سید محمد‌قاری سید‌فاطمی در نشست مؤسسه پژوهشي حكمت و فلسفه ايران به مناسبت روز جهاني فلسفه (چهارشنبه، 22 آبان 1387)

 

لینک مستقیم به مطلب

Share/Save/Bookmark



آخرین مطالب
:: وب‌سايتي براي شغل‌هاي فلسفه
:: فروش ویژه کتابسرای حکمت
:: نقش فلسفه در مصلحت عمومی: مصاحبه با مارثا سی. نوسباوم
:: شهر، هنر و موسیقی در جهان اسلام
:: رئیس جدید مؤسسه پژوهشی حكمت و فلسفه ایران منصوب شد
:: آرزوی ما، سلامت شماست
:: دوره‌ی آموزشی «مبانی نظری نشانه‌شناسی» برگزار می‌شود
:: «فلسفه در خیابان» بررسی می شود
:: «عکاسی: درآمدی انتقادی» بررسی می شود
:: فراخوان مقاله همایش «فضای مجازی و سیاست» اعلام شد
:: نشست «سير تطور اصول فقه» برگزار مي‌شود
:: "جاویدان خرد" منتشر شد
:: «معرفت‌شناسی» منتشر شد
:: حرف است و حرف است و حرف
:: گناه کم‌کاری‌مان را به گردن دیگران نیندازیم؛ گفت‌وگو با دکتر شهین اعوانی
:: چالش‌های برنامه فلسفه برای كودكان بررسی می‌شود
:: گفت‌وگو با دکتر نجفقلی حبیبی درباره مواجه ما با فلسفه غرب
:: كارگاه آموزشی آشنایی با كیفیت و سنجش كیفیت خدمات در كتابخانه‌ها برگزار می‌شود
:: گفت و گو با دکتر محسن جوادی درباره فلسفه اخلاق و دنیای امروز
:: "فوکو و الهیات" منتشر می‌شود
:: "متافیزیک جنسیت" منتشر می‌شود
:: "آیین کنفوسیوس" منتشر شد
:: گردهمایی انجمن زیبایی‌شناسی برگزار می‌شود
:: "هرمنوتیک و فلسفه عینیت" منتشر شد
:: "متون منتخب فلسفه تحلیلی" منتشر می‌شود
:: "چشم‌اندازهای فلسفه" منتشر می‌شود
:: زندگی روزمره در بوته نقد؛ گفت‌وگو با هومن پناهنده
:: بومی‌سازی سنجش‌گرانه اندیشی؛ ملاحظاتی درباره آموزش تفكر نقادانه در جامعه ایرانی
:: ذهن پرسش‌گر: نيوتن، داروين و آينشتاين؛ سه سنجش‌گرانه‌‌انديش بزرگ
:: تیزفكری


 


 


جست‌وجو در اينك فلسفه


از سایت‌های دیگر

:: رضا داوری اردکانی: دفاع صمیمانه‌ای از فلسفه کرده‌ام

:: شاپور اعتماد: مشخصه‌های معنایی به "نحو" مربوطند

:: افشین جهاندیده: "درون ‌ماندگاری" روش تحلیل فوکو است

:: "ما و تاریخ فلسفه اسلامی" رونمایی می‌شود

:: "آموزش منطق به کودکان" بررسی می شود

:: آيا كتاب‌هاي شنيداري براي كودكانتان مفيدند؟

:: غلامرضا اعوانی: عقل جهانی در غرب رنگ باخته است

:: بحران خود ویرانگری یک نظریه

:: سخنرانی‌های گروه مطالعات علم موسسه پژوهشی حکمت و فلسفه ایران اعلام شد

:: کتاب شناسی فلسفه ذهن

:: يادداشت ناصر فكوهي در استقبال از نوروز

:: كودكان توانايي پرسش‌هاي فلسفي را دارند

:: رضا داوری اردکانی: سياست بدون اخلاق، ظلم است

:: مجموعه مقالات كامران فاني منتشر مي‌شود

:: انتشارات شهرتاش، مجموعه 9 جلدي «كودكان فيلسوف» نوشته «اسكار برني‌فيه» را منتشر كرد

عضویت در خبرنامه





دعوت از دوستان










استفاده و بازنشر مطالب اینک فلسفه با ذكر منبع بلامانع است
نظر نویسندگان لزوماً موضع اینک فلسفه نیست