تبليغاتX
اینک فلسفه
صفحه نخست l درباره ما l تماس با ما l آرشیو l پیوندها l لینک به ما l آر اس اس

خبر l مقاله l گزارش l یادداشت l ترجمه l گفت و گو l کتاب و نشریات l پرونده l تجربه‌هاي ديگر



موضوع: پرونده‌ي شهر |  

سعيد راعي

 


قاره‌اي به مثابه يك شهر؛ خطابه‌ای درباره آمریکادرباره‌ي آمریکا متفکران زیادی سخن گفته‌اند، که از آن جمله می‌توان به توکویل، وبر، بودریار، مارکوزه، آدورنو، رورتی، ریتزر و... اشاره کرد. نكته جالب در اين سخنان مغفول ماندن دلالت جغرافيايي آمريكا به مثابه‌ي يك قاره وسيع است، تا جايي كه ادراك اين افراد از آمريكا به مثابه تجربه‌اي از يك شهر نمايان مي‌شود.   

ژان بودریار (فیلسوف پست‌مدرن فرانسوی) در کتاب خود به نام «آمریکا»، که حاصل سفرش به این کشور است، درباره‌ي نیویورک چنین می‌نویسد: «این‌جا آژیرها بیش‌ترند، شب و روز. اتومبیل‌ها سریع‌ترند، تبلیغات تهاجمی‌ترند. این، نوعی روسپیگری دیوار به دیوار است و نور الکتریکی محض را هم به این فهرست بیفزایید. بازی (همه بازی‌ها) پر حرارت‌تر می‌شود. وقتی دارید به مرکز جهان نزدیک می‌شوید، اوضاع همیشه همین‌طور است. ولی مردم لبخند می‌زنند. در واقع بیش‌تر و بیش‌تر لبخند می‌زنند؛ ولی هرگز نه به دیگران؛ بلکه همیشه به خودشان.» (صفحه 24)

او ضمن این توصیف که «این‌جا در خیابان‌ها، شمار افرادی که به تنهایی فکر می‌کنند؛ به تنهایی آواز می‌خوانند و به تنهایی غذا می‌خورند و حرف می‌زنند، حیرت‌آور است؛ ولی با وجود این، با یکدیگر جمع نمی‌شوند [بلکه] کاملاً برعکس، از یکدیگر تفریق می‌شوند و شباهتشان به یکدیگر بی‌ثبات و نامحقق است ]...[ این غم‌انگیزترین منظره در جهان است. غم‌انگیزتر از فقر، غم‌انگیزتر از گدایی ]...[» (صفحه 25)

او متذکر می‌شود: «نیویورک طی 50 سال زیبایی را به دست آورده که دیگر شهرها  پس از قرن‌ها به آن دست یافته‌اند. (صفحه 24 و 25)

بودریار از منظر یک‌ اندیشمند پست‌مدرن با صراحت اعلام می‌کند که ‌«آمریکا نسخه‌ي اصلی مدرنیته است» و آمریکا را آرمان‌شهری تحقق یافته قلمداد می‌کند. (صفحه 102)

رهیافت بودریاری (که آشغال‌ها را نیز در آمریکا تمیز می‌داند) تصور دوگانه از آمریکا را تداعی می‌کند. تداعی ژرفی از پارادوکس  حل ناشدنی در مواجهه با آمریکا. مواجهه‌ای که در میان مردم جهان سومی بیش‌تر رواج دارد. مواجهه‌ای که ستایش فردی آمریکا در حوزه‌ي خصوصی و اعلام انزجار از آن در حوزه‌ي عمومی را به دنبال دارد. مردمی که با دیدن فیلم‌های آمریکایی - ‌هالیوودی به هیجان آمده و شگفت زده می‌شوند، اشک می‌ریزند و به قولی احساساتشان هم‌ هالیوودی می‌شود و این ‌هالیوود است که حتی خصوصی‌ترین مناسبات فردی آن‌ها را نیز صورت‌بندی می‌کند، در جمع آمریکا ستیز هستند و شالوده‌پرست.   

«بی‌جهت نیست که مردم جهان سوم به شکل فردی عاشق آمریکا هستند؛ اما به شکل جمعی از آن متنفرند.» (نیویورک؛ کابل. صص 33 و 34)

این البته خاص جوامع جهان سومی نیست؛ هر جامعه‌ای که هنوز سنت در آن نقش پررنگی دارد؛ با چنین خصیصه‌ای در سطح نشانه‌ها مواجه است. ژان فرانسوا رول (اندیشمند فرانسوی) هم در کتاب «وسواس آمریکا ستیزی» با دیدی تحلیلی به تبیین این خصیصه می‌پردازد. او البته نگاهی واقع‌گرایانه به دلالت‌های عینی آمریکا دارد و چون بودریار، بر دلالت‌های معنایی آمریکا تکیه نمی‌کند. به زعم وی «معمای آمریکاستیزی، اطلاعات جعلی و گمراه‌کننده نیست؛ کسب اطلاعات موثق دربارهء آمریکا همیشه آسان بوده است؛ معما، آمادگی مردم است برای باور کردن اطلاعات جعلی و گمراه‌کننده.» (درآمدی بر آمریکا‌ستیزی اروپاییان. صص 21 و 22)

از سوی دیگر‌اندیشمندی چون جورج ریتزر، جامعه‌شناس آمریکایی، جهانی شدن را هم‌معنا با مکدونالدی شدن و مدونایی شدن جهان می‌داند و تفسیری همسو با دیگر متفکران شیفته‌ي آمریکا، از جمله ریچارد رورتی، فیلسوف عملگرای آمریکایی، به دست می‌دهد.    

در کنار تمام این‌ها، مشاهدات توصیفی ویژه‌ای نیز از آمریکا شده است که یکی از آن‌ها، توصیف امبرتو اکو (اندیشمند ایتالیایی) از قطارهای آمریکاست که گویی شاهدی از وضع این جامعه است.   

وضعیتی که در ایستگاه و واگن‌های قطار بازنمایی می‌شود. او می‌خواهد از این منظر، راهی میان نشانه‌ها و مصادیق بیابد. راهی میان دلالت‌های معنایی و دلالت‌های عینی از مفهومی به نام آمریکا؛ مفهومی متفاوت از آنچه رورتی و یا ریتزر بازنمایی می‌کنند.   

اکو می‌نویسد: «راه‌آهن‌های آمریکایی بازتابی از آن‌چه هستند که زمین بعد از جنگ اتمی به آن مبدل می‌شود. اوه! البته قطارها حرکت می‌کنند؛ اما مشکل این جاست که آن‌ها اغلب با شش تا هفت ساعت تأخیر می‌رسند. البته زمانی که در سرزمین‌های هموار و دشت‌ها خراب نشوند. راجع به ایستگاه‌های قطار باید گفت که بدون حتی یک کافه مثل معدن‌های خوفناک، وسیع، بی‌روح و خالی بوده و توسط راهروهای زیرزمینی شیاربندی شده‌اند که یادآور متروی نیویورکی (بازگشت روی سیاره‌ي میمون‌ها) هستند.   

خط نیویورک - واشنگتن که اغلب روزنامه‌‌نگاران و سناتورها مسافران آن هستند درجه‌ي یک بوده و راحتی و آسایش طبقه‌ي تجار را دارد. در این خط غذای گرم و با کیفیتی در حد یک رستوران دانشگاهی سرو می‌شود؛ اما راجع به خط‌های دیگر باید گفت که واگن‌ها با نیمکت‌های چرمی پاره‌پاره‌شان نفرت‌انگیز هستند. غذایی هم که در بار این قطارها سرو می‌کنند باعث تأثرتان می‌شود. (مبالغه نمی‌کنم) اگر بگویم که این غذاها ضایعات بازیافتی قطارهای محلی خودمان [در ایتالیا] است.   

در این قطارها از دیدن فیلم‌های رنگی سیراب می‌شویم. می‌بینیم که در واگن‌های خواب بسیار شیک، که در آن‌ها خدمتکاران سیاه که انگار مستقیم از فیلم بر باد رفته خارج شده‌اند، برای خانم‌های سفید پوست و عالی‌رتبه نوشیدنی سرو می‌کنند. چه جنایت کریهی اتفاق می‌افتد. همه چیز جعلی، بسیار جعلی و ساختگی و در واقع مسافران سیاهپوست قطارهای آمریکایی مستقیم از شب مردگان زنده بیرون می‌آیند. ]...[ در آمریکا قطار یک انتخاب نیست؛ بلکه تنبیهی است به خاطر نادیده گرفتن طرح [ماکس] وبر، مبتنی بر فلسفه اخلاق پروتستانی و روحیه‌ي سرمایه داری. (تنبیهی به خاطر) مرتکب شدن به خطای فقیر ماندن.]...[ » (چطور با قطارهای آمریکایی مسافرت کنیم؟ صص 397 و 398)

پذیرش هر یک از این تصاویر بسته به پیش‌زمینه‌های معنایی مخاطب دارد؛ اما به هر حال نباید این هشدار بودریار را در آغاز کتاب «آمریکا» از یاد برد که «اشیایی که در آینه می‌بینید؛ ممکن است نزدیک‌تر از آنی باشند که به نظر می‌رسند.» هشداری که بر آیینه‌های بغل ماشین‌های فورد آمریکایی و (امروزه) پراید ایرانی، نقش بسته است.   

 

منابع:

1- آمریکا، ژان بودریار، ‌ترجمه‌ي عرفان ثابتی، نشر ققنوس.   

2- نیویورک؛ کابل: نشانه‌شناسی 11 سپتامبر، گفت‌وگوی یوسف اباذری و مراد فرهادپور، نشر طرح نو.   

3- درآمدی بر آمریکا ستیزی اروپاییان، ژان فرانسوا رول، ‌ترجمه‌ي عزت الله فولادوند، مجله‌ي بخارا، شماره‌ي 55.   

4- چطور با قطارهای آمریکایی مسافرت کنیم؟ امبرتو اکو، ‌ترجمه بهار نظری، مجله‌ي بخارا، شماره‌ي 52. 


اين مطلب پيش از اين در روزنامه سرمايه منتشر شده است.

با سپاس فراوان از سعيد راعي كه اين مطلب را همراه با چند مطلب ديگر در اختيار سايت اينك فلسفه قرار داده است.

لینک مستقیم به مطلب

Share/Save/Bookmark



آخرین مطالب
:: وب‌سايتي براي شغل‌هاي فلسفه
:: فروش ویژه کتابسرای حکمت
:: نقش فلسفه در مصلحت عمومی: مصاحبه با مارثا سی. نوسباوم
:: شهر، هنر و موسیقی در جهان اسلام
:: رئیس جدید مؤسسه پژوهشی حكمت و فلسفه ایران منصوب شد
:: آرزوی ما، سلامت شماست
:: دوره‌ی آموزشی «مبانی نظری نشانه‌شناسی» برگزار می‌شود
:: «فلسفه در خیابان» بررسی می شود
:: «عکاسی: درآمدی انتقادی» بررسی می شود
:: فراخوان مقاله همایش «فضای مجازی و سیاست» اعلام شد
:: نشست «سير تطور اصول فقه» برگزار مي‌شود
:: "جاویدان خرد" منتشر شد
:: «معرفت‌شناسی» منتشر شد
:: حرف است و حرف است و حرف
:: گناه کم‌کاری‌مان را به گردن دیگران نیندازیم؛ گفت‌وگو با دکتر شهین اعوانی
:: چالش‌های برنامه فلسفه برای كودكان بررسی می‌شود
:: گفت‌وگو با دکتر نجفقلی حبیبی درباره مواجه ما با فلسفه غرب
:: كارگاه آموزشی آشنایی با كیفیت و سنجش كیفیت خدمات در كتابخانه‌ها برگزار می‌شود
:: گفت و گو با دکتر محسن جوادی درباره فلسفه اخلاق و دنیای امروز
:: "فوکو و الهیات" منتشر می‌شود
:: "متافیزیک جنسیت" منتشر می‌شود
:: "آیین کنفوسیوس" منتشر شد
:: گردهمایی انجمن زیبایی‌شناسی برگزار می‌شود
:: "هرمنوتیک و فلسفه عینیت" منتشر شد
:: "متون منتخب فلسفه تحلیلی" منتشر می‌شود
:: "چشم‌اندازهای فلسفه" منتشر می‌شود
:: زندگی روزمره در بوته نقد؛ گفت‌وگو با هومن پناهنده
:: بومی‌سازی سنجش‌گرانه اندیشی؛ ملاحظاتی درباره آموزش تفكر نقادانه در جامعه ایرانی
:: ذهن پرسش‌گر: نيوتن، داروين و آينشتاين؛ سه سنجش‌گرانه‌‌انديش بزرگ
:: تیزفكری


 


 


جست‌وجو در اينك فلسفه


از سایت‌های دیگر

:: رضا داوری اردکانی: دفاع صمیمانه‌ای از فلسفه کرده‌ام

:: شاپور اعتماد: مشخصه‌های معنایی به "نحو" مربوطند

:: افشین جهاندیده: "درون ‌ماندگاری" روش تحلیل فوکو است

:: "ما و تاریخ فلسفه اسلامی" رونمایی می‌شود

:: "آموزش منطق به کودکان" بررسی می شود

:: آيا كتاب‌هاي شنيداري براي كودكانتان مفيدند؟

:: غلامرضا اعوانی: عقل جهانی در غرب رنگ باخته است

:: بحران خود ویرانگری یک نظریه

:: سخنرانی‌های گروه مطالعات علم موسسه پژوهشی حکمت و فلسفه ایران اعلام شد

:: کتاب شناسی فلسفه ذهن

:: يادداشت ناصر فكوهي در استقبال از نوروز

:: كودكان توانايي پرسش‌هاي فلسفي را دارند

:: رضا داوری اردکانی: سياست بدون اخلاق، ظلم است

:: مجموعه مقالات كامران فاني منتشر مي‌شود

:: انتشارات شهرتاش، مجموعه 9 جلدي «كودكان فيلسوف» نوشته «اسكار برني‌فيه» را منتشر كرد

عضویت در خبرنامه





دعوت از دوستان










استفاده و بازنشر مطالب اینک فلسفه با ذكر منبع بلامانع است
نظر نویسندگان لزوماً موضع اینک فلسفه نیست