| ارسال مطلب به اینک فلسفه |
| صفحه نخست l درباره ما l تماس با ما l آرشیو l پیوندها l لینک به ما l آر اس اس |
![]() |
| خبر l مقاله l گزارش l یادداشت l ترجمه l گفت و گو l کتاب و نشریات l پرونده l تجربههاي ديگر |
| موضوع: گزارش | |
| محمد نجفی |
دکتر کریم مجتهدی در آغاز سخنانش در نشست «توفان و جهش روحي
در تفكر آلمان» كه ديروز، سهشنبه، 28 مهر در سالن اجتماعات معاونت فرهنگي شهر
كتاب برگزار شد، خود را معلمی خواند که دانشجوی فلسفه است و گفت: ما کارمان معلمی
است اما معلمی به معنای دانشجویی. فیلسوف هیچوقت نمیتواند خودش را معلم بداند
بلکه باید خودش را همیشه دانشجو فرض كند.
مجتهدی با اشاره به کتاب جدیدش که به تازگی با عنوان «فلسفه در آلمان، از لوتر تا نیچه» از سوی پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی منتشر شده است گفت: بحث «توفان و جهش روحی در تفکر آلمان» به اختصار در این کتاب آمده است، یعنی اواخر قرن 18 و اوایل قرن 19. البته خود این اصطلاح کمی عجیب است.
استاد فلسفه دانشگاه تهران در ادامه کوشید توضیحاتی درباره معنای توفان و جهش روحی بدهد: این عنوان اولین بار در قرن 19 توسط کروگر بیان شد اما بعداً همچون مشخصه یک دوره به کار رفت که در واقع دوره رمانتیسیسم آلمانی است. افرادی مثل شیلر، گوته، نوالیس، هوادرلین و لسینگ در این دوره بودهاند.
مجتهدي با تأكيد بر اينكه اين افراد شاعر بودهاند گفت: شعر به خودش اين اجازه را ميدهد كه در برابر شرايط آن زمان كه دوره علم و استبداد منور بوده مقاومت كند. البته بايد توجه داشت كه كريستين ولف كه كانت شاگرد او بود سخنگوي رسمي دستگاه فردريك در دوره استبداد منور بوده است.
مؤلف كتاب «فلسفه در آلمان»، عصر روشنگري آلمانيها را، عصر وضوح خواند و افزود: به باور آنها ما به جايي رسيدهايم كه ميتوانيم مسايل را به وضوح ببينيم. حتي ميتوان كانت را محصول آن دوره دانست. بالاخره كانت هم روشنگر است هر چند از ديگران عميقتر باشد. اما اين دوره كه ما درباره آن صحبت ميكنيم در واقع دوره توفان و جهش روحي بعد از كانت است.
مجتهدي سخنانش را با اشاره به رمانتيسيسم پي گرفت: در اين دوره ما با رمانتيسيسم آلماني مواجهيم كه البته با نوع فرانسوي آن متفاوت است. رمانتيسيسم فرانسه متأخر است. ما بايد بكوشيم اوصاف عمومي اين جريان را بيان كنيم. جرياني كه عكسالعملي بوده است در مقابل سنتهاي عقلي كه تا حدي هم نابينا هستند و جايي براي عواطف قائل نبودهاند.
استاد فلسفه دانشگاه تهران اوصاف رمانتيسيسم را چنين برشمرد: تفوق عاطفه بر عقل، تفوق فرد بر جمع، تفوق تخيل بر تعقل و تفوق رؤيا بر واقعيت. البته توجه به ادبيات غيركلاسيك يعني ادبياتي كه از سنتهاي رومي و يوناني اقتباس نميشود و پرداختن به ادبيات قرون وسطي، فرهنگ و ادبيات قومي و توجه به فرهنگهاي ديگر از مهمترين ويژگيهاي اين دوره است.
مجتهدي اما اصيلترين چهره رمانتيك آلمان را كساني چون بتهوون عنوان ميكند و سپس به بحث اصلي خود درباره فلسفه در اين دوره بازميگردد: در اين دوره افرادي زندگي ميكنند كه مترجمان بزرگي هستند و رواجدهندگان فرهنگ رمانتيك آلمانند. اين افراد هرچند متفكرند اما به ادبيات و شعر هم توجه دارند. اين افراد را نميتوان فيلسوف رمانتيك ناميد اما آنها را ميتوان فلاسفهاي دانست كه در دوره رمانتيك زندگي كردهاند.
وي افزود: فلسفه نميتواند فقط به عواطف توجه كند و تعقل را كنار بگذارد. در اين دوره فلاسفهاي زندگي ميكنند كه به اين جهش روحي بيتوجه نيستند. اولين كسي كه ميتواند مظهر اين توجه باشد شلينگ است هرچند اول بايد درباره فيخته سخن گفت. فيخته فيلسوف است اما گرايشاتي در وي وجود دارد كه نشان ميدهد متعلق به اين دوره است.
فيخته فيلسوفي است كه در جستوجوي آزادي است. او اولين فيلسوفي است كه به انقلاب فرانسه توجه و آن را تحليل ميكند. اما شلينگ همدوره هولدرلين و هگل است هر چند پنج سال از آنها جوانتر است. وي كه در 21 سالگي در ينا تدريس ميكند و مورد حمايت گوته است در واقع يك فيلسوف شاعر است. بايد توجه داشت كه اگر هايدگر در قرن بيستم ميگويد شعر خانه وجود است اين حرف وي ريشه در شلينگ دارد.
نوسينده كتاب «فلسفه در آلمان» از فلسفه شلينگ به عنوان فلسفه وحدت ياد ميكند و آن را وحدت «من» و «طبيعت» عنوان ميكند: به زبان بومي خود ما اين يعني انعكاس جهان درون در جهان بيرون . حرف شلينگ مثل اين است كه بگويد خودت را در نحوه شناخت جهان و جهان را در نحوه شناخت خودت ميتواني بشناسي. از نظر وي هنر، ارغنون يا منطق هستيشناسي است. كتاب «فلسفه طبيعت» شلينگ كتابي فلسفي – شاعرانه است. طبيعت در زيبايياش است كه خود را به ما مي شناساند. آنچه روح ما را به ما ميشناساند فهميدن جلال و جمال طبيعت است.
فيلسوف بعدي كه از وي سخن به ميان ميآيد هگل است: هگل مخالف شلينگ است كه ميخواهد تعقل محض باشد. فلسفه دكارت و كانت براي هگل كافي نيست. هگل بر خلاف نظر شلينگ معتقد است كه در طبيعت غايت وجود ندارد. در هگل به جاي فلسفه طبيعت شلينگ، فلسفه تاريخ قرار ميگيرد. طبيعت براي هگل دَوَراني است. ارتقاء و جهش اصلي براي هگل در تاريخ، فرهنگ و فلسفه رخ ميدهد.
مجتهدي در پايان سخنانش را با تأكيد بر وجهه دانشگاهي فيلسوفاني چون كانت، فيخته، شلينگ و هگل به پايان برد و گفت: با هگل و عكسالعملهايي كه نسبت به هگل وجود دارد، شوپنهاور و نيچه اعلام ميكنند كه فلسفه در دانشگاه تمام شد. نيچه ميگويد فلسفه دانشگاهي به درد نميخورد. با اين حال ما ميبينيم كه دانشگاههاي آلمان بعد از شوپنهاور و نيچه باز هم استاداني واقعاً درخشان داشتهاند؛ استاداني چون هوسرل ، هارتمان، هايدگر و...
|
لینک مستقیم به مطلب
|
| جستوجو در اينك فلسفه |
|
|
| از سایتهای دیگر |
|
:: رضا داوری اردکانی: دفاع صمیمانهای از فلسفه کردهام :: شاپور اعتماد: مشخصههای معنایی به "نحو" مربوطند :: افشین جهاندیده: "درون ماندگاری" روش تحلیل فوکو است :: "ما و تاریخ فلسفه اسلامی" رونمایی میشود :: "آموزش منطق به کودکان" بررسی می شود :: آيا كتابهاي شنيداري براي كودكانتان مفيدند؟ :: غلامرضا اعوانی: عقل جهانی در غرب رنگ باخته است :: بحران خود ویرانگری یک نظریه :: سخنرانیهای گروه مطالعات علم موسسه پژوهشی حکمت و فلسفه ایران اعلام شد :: کتاب شناسی فلسفه ذهن :: يادداشت ناصر فكوهي در استقبال از نوروز :: كودكان توانايي پرسشهاي فلسفي را دارند :: رضا داوری اردکانی: سياست بدون اخلاق، ظلم است :: مجموعه مقالات كامران فاني منتشر ميشود :: انتشارات شهرتاش، مجموعه 9 جلدي «كودكان فيلسوف» نوشته «اسكار برنيفيه» را منتشر كرد |
| عضویت در خبرنامه |
| دعوت از دوستان |
![]() ![]() |
|
استفاده و بازنشر مطالب اینک فلسفه با ذكر منبع بلامانع است نظر نویسندگان لزوماً موضع اینک فلسفه نیست |